تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
و فرمودهء او عليه السّلام كه : به خدا سوگند كه آن را از بالايش رنگين سازد - و به محاسنش اشاره فرمود - چه چيزى بدبخت‌ترين اين امّت را باز مىدارد كه آن را از بالايش با خون خضاب كند ؟ و فرمودهء او عليه السّلام كه : ماه رمضان به سوى شما آمده است ، و آن سرور ماه‌ها و آغاز سال است و چرخ آسياى سلطنت در آن به گردش مىآيد ؛ آگاه باشيد كه شما در اين سال در يك صف حج خواهيد كرد و نشانهء آن اين است كه من در ميان شما نخواهم بود . ياران او مىگفتند : او خبر وفات خود را به ما مىدهد . آنگاه امير مؤمنان عليه السّلام در شب نوزدهم ضربت خورد و در شب بيست و يكم همان ماه درگذشت . و از آن جمله آنچه ثقات از او روايت كرده‌اند : امير مؤمنان عليه السّلام در اين ماه شبى را در نزد حسن و شبى ديگر را نزد حسين و يك شب نزد ابن عباس افطار مىفرمود ، و بيش از سه لقمه تناول نمىكرد ؛ يكى از دو فرزندش - حسن يا حسين عليهما السّلام - در اين باره با او صحبت كرد ، فرمود : اى فرزندم ! امر خدا در حالى مىآيد كه من شكم تهى باشم ، و بيش از يك يا دو شب نمانده است . پس در همان شب ضربت خورد . و از آن جمله آنچه تاريخ‌نگاران روايت كرده‌اند كه : جعد بن بعجه - مردى از خوارج - به امير مؤمنان عليه السّلام گفت : اى على ! از خدا بترس كه تو خواهى مرد ، امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : بلكه به خدا سوگند به كشتن ، از دنيا خواهم رفت ؛ ضربه‌اى كه بر اين فرود مىآيد و اين خضاب مىگردد - و دستش را بر سر و محاسنش نهاد - پيمانى است كه بسته شده و هركه افترا بندد زيانكار گشته است . و فرمايش او عليه السّلام در شبى كه در پايانش آن بدبخت بر او ضربه زد در حالى كه قصد مسجد را داشت كه اردك‌ها به رويش فرياد كردند و مردم آنها را راندند پس فرمود : رهايشان كنيد كه اينها نوحه‌گرند .
الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 278 | الشيخ المفيد / موسوى كرمانى