انديشهء كودكان و خرد زنان در حجله ، به خدا سوگند اى كسانى كه بدنهاى ايشان شاهد و حاضرند امّا عقلهايشان از آنها پنهان و انديشههايشان متفاوت است ! خداوند عزت نبخشد يارى كسى كه شما را بخواند ؛ و آسوده نشود دل كسى كه رنج شما را بكشد ؛ و روشن نگردد ديدهء كسى بر شما مهربانى ورزد . سخن شما سنگ سخت و محكم را سست گرداند ، و كردارتان دشمن دو دل و ضعيفتان را در شما به طمع افكند . واى بر شما ! از كدامين سرزمين پس از سرزمين خود دفاع مىكنيد ؟ ! و پس از من با كدام امام مىجنگيد ؟ ! به خدا سوگند آن كسى فريفته شده است كه شما فريبش دهيد ؛ هركه به وسيلهء شما برنده شود ، برندهء تير نامرادى شده است ؛ از يارى شما نااميد گشتهام و سخن شما را باور ندارم ، خداوند ميان من و شما جدايى افكند و پس از شما كسى را براى من آورد كه از شما براى من نيكوتر ، و پس از من كسى را آورد كه براى شما بدتر باشد .
امام شما خدا را اطاعت مىكند و شما معصيت او را مىنماييد ، و امام اهل شام خدا را معصيت مىكند و ايشان او را اطاعت مىنمايند ، به خدا سوگند دوست داشتم كه معاويه شما را براى من تبديل كند بسان تبديل دينار به درهم ؛ پس ده نفر از شما را از من بستاند و يك نفر از آنان را به من بدهد . به خدا سوگند آرزو مىكنم كه نه من شما را مىشناختم و نه شما مرا مىشناختيد زيرا كه اين شناختى است كه پشيمانى به دنبال آورد . سينهام را پر از غيظ كرديد ، و با خذلان و نافرمانى كارم را بر من تباه ساختيد تا جايى كه قريش گفت : على مرد شجاع و دلاورى است امّا به جنگها آشنايى ندارد ؛ چه سخنى است كه مىگويند ! آيا در ميان ايشان كسى بود كه در جنگ بيش از من مداومت داشته باشد و در برابر آن پايدارتر باشد ؟ من به بيست سالگى نرسيده بودم كه در آن به پا خاستم و اكنون به مرز شصت سالگى رسيدم ؛ امّا كسى كه از او اطاعت نمىشود ، فرمانى ندارد .
به خدا سوگند دوست دارم كه خداوند مرا از ميان شما به سوى رضوان خويش بيرون برد ، و مرگ در انتظار من نشسته است ، پس چه چيزى مانع مىشود بدبختترين مردمان را از اينكه آن را خضاب كند - و دستش را بر سر و محاسن خود كشيد - و عدهاى است كه پيامبر امّى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به من داده است ، و رستگار نشود هركس كه افترا بندد و نجات يافته كسى
الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 247
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٢٤٧