پس هرچه مىخواهد ، انجام دهد كه ما نه به ذمّهء خود خيانت مىكنيم و نه پيمان خود را مىشكنيم و نه هيچ مسلمان و پيمانبندى را مىترسانيم تا اينكه شرط قرارداد ميان ما به پايان برسد ، ان شاء اللّه .
فصل از سخنان او عليه السّلام در مقامى ديگر
سپاس از آن خدا است ، و درود بر پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم . امّا بعد ، همانا كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مرا به برادرى برگزيد ، و مرا وزير خود قرار داد . اى مردم ! من بينى و دو چشم هدايتم ، پس از راه هدايت به خاطر اندكى رهروانش مهراسيد . هركه گمان كند كه قاتل من مؤمن است ، پس او مرا كشته است ، بدانيد كه هر خونى روزى تقاص دارد و همانا كه خونخواه ما و حاكم در حقّ خود و حقّ خويشان و يتيمان و بيچارگان و در راهماندگان ، كسى است كه هرچه بخواهد از آن ناتوان نماند و هركه گريخته از دستش به در نرود
وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ
« 1 » پس سوگند ياد مىكنم به آن كه دانه را شكافت و انسانها را آفريد كه بر سر آن به كشت و كشتار درافتيد اى بنى اميّه ، و ديرى نپايد كه آن را در دست غير خود و در خانهء دشمن خود بيابيد ، و خبرش را پس از مدتى خواهند دانست .
فصل سخن او عليه السّلام در مضمون آنچه كه گذشت
اى اهل كوفه ! خود را آمادهء جهاد با دشمنتان معاويه و يارانش نماييد .
گفتند : اى امير مؤمنان ! به ما فرصت بده تا سرما از ما بگذرد .
فرمود : سوگند به خدايى كه دانه را شكافت و انسان را آفريد ، اين افراد بر شما پيروز
هامش
( 1 ) . سورهء شعراء : 227 . « و آنان كه ظلم و ستم كردند به زودى خواهند دانست كه به چه كيفرگاهى و دوزخ انتقامى بازگشت مىكنند » .