تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨

فصل از سخنان او عليه السّلام وقتى كه يارانش از جنگ صفين بازگشتند ، آنگاه كه معاويه با بلند كردن قرآن‌ها ايشان را فريفت و از جنگ دست كشيدند

كارى كرديد كه موجب ضعف و سستى نيروى اسلام شد و قدرتش را فرو افكند و سستى و مذلت به بار آورد . وقتى كه شما برتر بوديد و دشمن شما از نابودى هراسان شد و شعله‌هاى جنگ بر ايشان افروخته گشت و درد زخم‌ها را احساس نمودند ، قرآن‌ها را بلند كردند و شما را به آنچه در قرآن‌ها است فراخواندند تا خشمتان را از خودشان فروكش كنند و جنگ ميان شما و ايشان را به پايان ببرند و فريب‌كارانه و مكّارانه شما را به دست حوادث بسپارند ، و خود به انتظار بنشينند كه هلاكت شما فرا رسد ؛ پس اگر با آنان بر آنچه كه ايشان دوست دارند اتفاق كنيد و آنچه كه بخواهند به آنها عطا كنيد ، چيزى نخواهد بود جز آنكه فريفته شده‌ايد . و به خدا سوگند از آن پس نمىپندارم كه شما به راه راست هدايت شويد و به حكمت و عقل تمكين كنيد .

فصل از سخنان او عليه السّلام پس از نگاشتن قرارداد مسالمت و تحكيم در حالى كه اهل عراق در آن مورد به او رجوع كردند

به خدا سوگند ! خرسند نشدم و دوست نداشتم كه خرسند شويد ، پس آنگاه كه نپذيرفتيد جز آنكه بدان راضى شويد ، من نيز راضى شدم ؛ و اگر پذيرفتم ، نه بازگشت پس از پذيرش درست خواهد بود ، و نه تبديل و دگرگون شدن پس از اقرار ، مگر آنكه با نقض پيمان ، خدا معصيت گردد ؛ و با ناديده گرفتن عقد از كتابش تجاوز شود ؛ پس در آن شرايط ، بجنگيد با هر كه امر خدا را ترك گفته باشد . و امّا اينكه دربارهء اشتر گفتيد كه از دستور سر برتافته با دست خطش در نامه و مخالفتش با آنچه كه من بر آنم ؛ او آن‌گونه نيست كه مىگوييد و از آن بر او نهراسم ، و اى