فرمود : پس اينها بيست و چهار ثلث مىشوند ، كه تو هشت ثلث خوردى و دوست تو هشت ثلث خورد و ميهمان نيز هشت ثلث ؛ پس چون آن مرد هشت درهم به شما داد ، هفت درهم آن از آن دوست تو و يك درهم از آن تو مىشود .
آن دو مرد در حالى كه از ماجراى خود آگاه گشته و نسبت به آن بينا شده بودند ، منصرف شدند .
* سيرهنويسان روايت كردهاند : چهار نفر در زمان خلافت امير مؤمنان عليه السّلام شراب نوشيدند و مست شده و با كارد به جان هم افتادند و همهء آنها زخم برداشتند ، آنگاه خبر ماجراى آنان به اطلاع امير مؤمنان عليه السّلام رسانده شد و او دستور فرمود كه آنان را زندانى كنند تا به هوش آيند ، پس دو تن از آنان در زندان جان باختند و دو تن ديگر زنده ماندند ، آنگاه قبيلهء آن دو تن نزد امير مؤمنان عليه السّلام آمده و گفتند : تقاصّ ما را از اين دو بستان چرا كه ايشان دو همقبيلهاى ما را كشتند .
به آنان فرمود : شما از كجا مىدانيد ؟ شايد هر كدام از آنها ديگرى را كشته باشد ؟
گفتند : نمىدانيم ، پس به آنچه كه خداوند تو را تعليم داده است در آن حكم فرما .
امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : ديهء دو مقتول بر عهدهء قبيلهء هر چهارتن است پس از كسر ديهء جراحت دو نفرى كه زندهماندند .
پس آن حكم همان حكمى بود كه به جز آن راهى به سوى حقيقت داورى نبود ، آيا نمىبينى كه هيچ دليلى وجود ندارد تا قاتل را از مقتول جدا سازد ؟ و هيچ دليلى بر قتل عمد وجود ندارد ؟ بنابراين قضاوت در آن مسئله بر اساس خطاى در قتل و نامشخص بودن قاتل و معلوم بودن مقتول بود .
* روايت كردهاند : شش نفر وارد فرات شدند و به شوخى همديگر را در آن فرو مىبردند ، پس يكى از آنان غرق شد ، و دو تن از آنان عليه سه نفر ديگر شهادت دادند كه ايشان او را غرق كردند ، و آن سه نفر بر آن دو گواهى دادند كه آنان او را غرق كردند .
امير مؤمنان عليه السّلام به خمس ديه بر هر كدام از پنج نفر قضاوت كرد كه سه پنجم بر عهدهء آن دو نفر است به خاطر شهادتى كه عليه آنها داده شده است ، و دو پنجم بر عهدهء سه نفر ديگر
الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 200
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٢٠٠