چشمانش را بست - سپس جامهاش را از گريبان چاك زد تا به ناف او رسيد ، و امير مؤمنان عليه السّلام كار شستن و تحنيط و كفن كردن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را به عهده گرفت و فضل به او آب مىداد و در كار به وى كمك مىكرد ، و چون از شستن و تجهيزش فارغ شد پيش رفت و به تنهايى بر او نماز گزارد ، و هيچكس در نماز گزاردن بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با او شريك نشد .
[ نماز خواندن مردم بر حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ]
مسلمانان در مسجد دربارهء اينكه چه كسى در نماز گزاردن بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پيشنماز خواهد شد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در كجا به خاك سپرده مىشود گفتگو مىكردند ، پس امير مؤمنان عليه السّلام نزد ايشان رفت و به آنان فرمود : پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چه هنگامى كه زنده بود و چه پس از مرگ امام و پيشواى ما است ، لذا شما گروه گروه بر او وارد شويد و بدون پيشنماز بر او نماز بگزاريد و برويد ، و خداوند متعال جان هيچ پيامبرى را در هيچجايى نمىستاند مگر آنكه همانجا را براى دفنش پسنديده باشد و من او را در همان حجرهاش كه در آن قبض روح شد به خاك خواهم سپرد ، پس مردم تسليم آن شده و آن را پسنديدند .
[ دفن حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ]
هنگامى كه مسلمانان بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نماز گزاردند ، عباس بن عبد المطلب مردى را نزد ابو عبيدة بن الجراح كه براى اهل مكه گور بدون لحد مىساخت - و اين كار رسم اهل مكه بود - فرستاد ، و نيز در پى زيد بن سهل كه براى اهل مدينه گور مىكند و لحد مىساخت فرستاد و آنان را فراخواند و گفت : خداوندا ! براى پيامبرت اختيار كن . پس ابو طلحه زيد بن سهل را يافت و به وى گفته شد : براى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قبرى حفر كن ، پس براى آن حضرت لحدى ساخت .
امير مؤمنان عليه السّلام ، عباس بن عبد المطلب ، فضل بن عباس و اسامة بن زيد وارد شدند تا دفن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را به عهده گيرند ، انصار از پشت خانه صدا زدند : يا على ! ما امروز خدا و حقّمان را نسبت به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به ياد تو مىآوريم كه مبادا از بين برود ، مردى