تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
گرفت - در حالى كه همسرانش گرداگردش بودند - و فرمود : برادر و صاحب مرا برايم فرا خوانيد . سپس ضعف بر او چيره شد و خاموش گشت . پس عايشه گفت : ابو بكر را برايش فراخوانيد ، چون احضار شد و بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم وارد شد و پيش سر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نشست ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چشمش را باز كرد و به او نگاه كرد و رويش را از او برگرداند . ابو بكر برخاست و گفت : اگر با من كارى داشت ، آن را به من مىگفت . هنگامى كه بيرون رفت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خدا دوباره گفتهء خود را تكرار كرد و فرمود : برادر و صاحب مرا برايم فراخوانيد . حفصه گفت : عمر را برايش فراخوانيد . پس عمر صدا زده شد و چون حاضر شد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم او را ديد و روى از او برتافت ، و او نيز بيرون رفت . سپس باز فرمود : برادر و صاحب مرا برايم فراخوانيد ، ام سلمه رضى اللّه عنه گفت : على عليه السّلام را براى او فراخوانيد كه جز او كسى را نمىخواهد . پس امير مؤمنان عليه السّلام فراخوانده شد ، و چون نزديك پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شد به او اشاره فرمود و على عليه السّلام خود را بر روى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم انداخت . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با وى سخن بسيار گفت ، سپس برخاست و در گوشه‌اى نشست تا اينكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به خواب رفت . پس مردم به او گفتند : اى ابا الحسن ! پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چه چيزى به تو فرمود ؟ فرمود : مرا هزار باب آموخت كه در هر باب آن هزار باب بر رويم گشود ، و مرا به آنچه كه من انشاء اللّه انجامش خواهم داد سفارش فرمود . سپس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سنگين شد و مرگ به سراغش آمد در حالى كه امير مؤمنان عليه السّلام نزد وى حاضر بود ، و چون خروج روحش نزديك شد به او فرمود : اى على ! سرم را بر زانوهايت بگذار كه امر خداوند عز و جل رسيد ، و چون روحم درآيد آن را با دست خود بگير و به روى خود بكش و آنگاه مرا رو به قبله كن و كارم را به عهده گير و پيش از همهء مردمان بر من نماز بگزار ، و از من جدا مشو تا اينكه در قبرم بگذارى و از خداوند متعال كمك بخواه . على عليه السّلام سر او را گرفت و در دامن خود نهاد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از هوش رفت ، آنگاه
الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 169 | الشيخ المفيد / موسوى كرمانى