سبب گريز مسلمانان شد ، يا اينكه يكى از عواملى كه باعث فرار آنها گشت .
سپس كارى كه صاحبش انجام داد ، اين بود كه اسيران را به قتل مىرساند در عين حالى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از قتل آنها نهى كرده بود ؛ عملى كه با ارتكابش مخالفت عظيمى با دستور خدا و پيامبرش كرد تا جايى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از اين عمل برآشفت و اندوهگين شد و آن را زشت و ناپسند و گناه بسيار بزرگى شمرد .
همچنين به راه راست رسيدن كار انصار با يارى حضرتش به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در گرد آوردن و سخن گفتن با آنان تحقق يافت كه موجب تقويت دين و زوال ترس از فتنهاى كه به خاطر تقسيم غنايم بر افراد سايهء شوم انداخته بود ، گرديد كه حضرتش در اين عمل به تنهايى با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در فضلش شريك شد .
حل مشكل عباس بن مرداس را نيز به عهده گرفت كه باعث استقرار ايمان در دل او گشته و شك در دين را از درونش بيرون كرد ، و موجب شد تا از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمانبردارى كرده و از او اطاعت نموده و به حكمش راضى شود .
سپس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حكم بر اعتراضكننده به قضاوت خود را نشانهء حقّانيت كردار امير مؤمنان عليه السّلام و راستى و درستى او در جنگهايش قرار داد ، و تأكيد كرد بر وجوب اطاعت از او و پرهيز از نافرمانىاش و بر اينكه حق نزد او است ، و نيز گواهى داد كه امير مؤمنان عليه السّلام بهترين و برترين خلق خداوند است .
اين امر با رفتار خصمانهء غاصبان مقامش نسبت به او هيچ شباهتى ندارد ، و با اعمالى كه انجام مىدادند در تضاد است ، و آنان را از فضل به سوى نقص و كاستى مىكشاند كه صاحبش را از دين خارج نمايد ، و اين علاوه بر رفعت و بلندمرتبه بودن آن حضرت بر كارهاى مخلصان در آن نبرد و جهادى كه انجام دادند ، برترى داشته باشد ، لذا اينان با كوتاهىهاى خود كه نام برديم از گروه مخلصان جدا شدند .
الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 135
مساهمون: الشيخ المفيد
ص١٣٥