گفتند : بگو اى رسول خدا .
فرمود : آيا شما گمراه نبوديد و خداوند به واسطهء من شما را هدايت فرمود ؟
گفتند : آرى ، و خدا و رسولش به اين بر ما منّت نهادند .
فرمود : آيا بر لبهء پرتگاه و حفرهاى از آتش نبوديد كه خداوند به واسطهء من ، شما را از آن نجات بخشيد ؟
گفتند : آرى ، و خدا و رسولش به اين بر ما منّت نهادند .
فرمود : آيا شما با هم دشمن نبوديد كه خداوند به واسطهء من دلهاى شما را به هم الفت داد ؟
گفتند : آرى ، و خدا و رسولش به اين بر ما منّت نهادند .
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اندكى سكوت كرد و آنگاه فرمود : پس چرا با آنچه داريد ، پاسخم را نمىگوييد ؟
گفتند : به چه چيز پاسخت گوييم ، پدران و مادرانمان به قربانت ، پاسخت گفتيم كه تو بر ما فضل و منّت و بزرگى دارى .
فرمود : اگر مىخواستيد ، مىتوانستيد بگوييد : تو نيز رانده شده پيش ما آمدى و ما تو را پناه داديم ، و ترسان آمدى و تو را امان داديم ، و پس از آنكه تكذيب شده بودى پيش ما آمدى و ما تو را تصديق كرديم .
آنگاه صداهايشان به گريه و زارى بلند شد ، و سالخوردگان و بزرگانشان برخاستند و نزد آن حضرت رفتند و دست و پاى او را بوسيدند و گفتند : ما به خدا و پيامبرش خشنوديم و از آنها راضى هستيم ، و اين اموال ما در اختيار تو است ، و اگر مىخواهى آنها را در ميان قوم خود تقسيم كن ، و به طور قطع كسى از ما كه اين سخن را گفته است از روى دشمنى و كينهء دل نبوده است بلكه آنان گمان كردند كه اين كار از روى خشمى كه بر آنان گرفته شده يا كوتاهى كه از جانب آنها سر زده صورت گرفته شده است ، و ايشان براى گناهان خود از خداوند طلب مغفرت كردند ، پس تو نيز براى ايشان طلب مغفرت بفرما اى رسول خدا .
الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 131
مساهمون: الشيخ المفيد
ص١٣١