« مترجم ايرانى اين اثر ، كه تصويرش در ابتداى كتاب آمده است « 1 » ، حاجى شيخ احمد كرمانى فقيد ، فرزند ملا محمد جعفر پيشنماز است . داستان زندگى وى ساده ، امّا ، غمانگيز است . او به فرقهء بابيه تعلق داشت « 2 » . پس از تحصيل زبان عربى در كرمان ، به اصفهان نقل مكان كرده و در آنجا به ميرزا آقا خان كرمانى ، كه وى نيز از همان فرقه بود ، پيوست . در 1305 هجرى قمرى ( 8 - 1887 ميلادى ) اين دو جهت تحصيل « 3 » السنهء خارجى به قسطنطنيه رفتند « 4 » . گفته مىشود كه حاجى شيخ احمد در اين شهر در عين امرارمعاش از طريق تدريس السنهء شرقى ، زبانهاى انگليسى ، فرانسه و تركى غربى را نيز فراگرفت . وى با همكارى ميرزا حبيب ، شاعر اصفهانى « 5 » ، چندين اثر فرانسه و انگليسى ، از جمله « حاجىبابا » و « ژيل بلاس »
( Gil Blas )
را به فارسى ترجمه كرد . وى همچنين نويسندهء چندين اثر در زمينهء حكمت بود « 6 » . معاشر او ، ميرزا آقا خان دبير تواناى روزنامهء « اختر » بود كه حال ممنوعالانتشار گشته است « 7 » . اين روزنامه در قسطنطنيه چاپ و فروش زيادى در هند و ايران داشت .
« اين دو يار با دو خواهر ، يعنى دختران رهبر بابى به نام ميرزا يحيى مازندرانى كه بيشتر به عنوان « صبح ازل » شهره است ، ازدواج كردند . »
« هنگام اقامت در قسطنطنيه ، حاجى شيخ احمد و ميرزا آقا خان از سوى مقامات ايران به توطئهچينى متهم و توسط سلطان ترك محاكمه و تبرئه گشتند . گفته مىشود كه سلطان 500 تومان غرامت در ازاى رنجهايى كه متحمل گشته بودند ، به ايشان پرداخت .
« اين دو بعدها در سلك پيروان سيد جمال الدين ، يك رهبر بابى « 8 » كه بعدها به عنوان محرك قتل
هامش
( 1 ) . لوحى كه در اين تصوير به همراه شيخ احمد ديده مىشود ، حاوى جملهاى تركى است بدينمضمون « چيزى غيرفطرت وجود ندارد . »
( 2 ) . در جزوهء « فهرست و توصيف 27 تن از بابيه »( Catalogue and Description of 27 Babi )كه در 1892 در جى . ار . ا . اس .J) (R . A . S، جلد 24 ، صفحات 499 - 433 و 710 - 637 ، منتشر ساختم ، شخص وى به عنوان « شيخ ، صفحهء 435 ، چنين معرفى شده است :
« يك ازلى دانشمند ساكن قسطنطنيه كه در تماس مستمر با « صبح ازل » و مىتوان گفت تلويحا معتمد اوست و من دلايل خوبى بر دانش و صداقتش در اختيار دارم . » وى نام تمامى اعضاى بابيه را ، با علائم طبقهبندى شده كه كلمات « بى بى سى »( B B C )از آن گرفته مىشوند ، براى من ارسال داشت .
( 3 ) . چنان كه گذشت مكاتبهء وى با من در اكتبر 1890 آغاز گرديد .
( 4 ) . مراجعه شود به بيانات ميرزا رضا در همين فصل .
( 5 ) . ميرزا حبيب دانشمند و شاعرى خوب بود . وى رسالهاى عالى پيرامون دستور زبان فارسى تحت عنوان « دستور سخن » و نيز كتاب « تاريخ خوشنويسى و خوشنويسان » را به رشتهء تحرير درآورد كه اوّلى به زبان فارسى و دومى به تركى بود .
( 6 ) . يحتمل منظور كتاب « هشتبهشت » اوست در دو مجلد كه من آن را در مقالهء فوقالذكر ، صفحات 697 - 680 ، معرفى كردهام .
( 7 ) . اين روزنامه در فوريه 1891 توقيف گرديد . سردبير آن ، ميرزا محمد طاهر اصفهانى ، هنوز در قسطنطنيه به سر مىبرد .
( 8 ) . چنان كه پيش از اين خاطرنشان كردم ، سيد جمال الدين يك بابى نبود و به رغم آشنايى كامل با تاريخ و عقايد آنها ، هرگز احساسات