تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
« اين است شرح مختصر تاريخ حيات اين مترجم . تاريخچه‌اى كه محرمانه و خرده‌خرده توسط برخى ايرانيان براى نويسنده گفته شده است . موثق بودن سخنان ايشان درخور هرگونه توجه است . به دلايل آشكار ، اسامى و پاره‌اى جزئيات حذف گرديده‌اند . » سومين فردى كه در قسطنطنيه گرفتار آمد ، ميرزا حسن خان خبير الملك بود كه همراه دو رفيق خود كشته شد . سيد جمال الدين ، بزرگترين مظنون معاونت در قتل شاه ، در 5 مه 1896 ، يا حدود آن ، دستگير و در قصر « ييلديز » محاكمه شد ، امّا هيچ‌چيز محكوم‌كننده‌اى در اوراق وى نبود و به همين جهت آزاد گرديد . حكومت ايران استرداد وى را طلب كرد . امّا ، گرچه در ايران شهره است كه او ايرانى و اهل همدان است ، مقامات ترك مدعى و معتقد بودند كه ، همچنانكه خودش اظهار مىداشت ، افغانى است و بدين‌لحاظ تقاضاى استرداد را اجابت ننمودند . گفته مىشود كه وى به بيمارى سرطان در ماه مارس درگذشت . امّا ، بسيارى ايرانيان برآنند كه سيد در نتيجهء تلقيح نوعى سم از طريق خلال دندان توسط منجم سلطان عبد الحميد ، به نام « ابو الهدى » به سرطان دچار گشته است . ترك‌ها منكر اين قضيه‌اند و من نيز ترديد دارم كه چنين كارى شدنى باشد . درهرصورت ، حال به سختى مىتوان حقيقت را كشف كرد . طبق شرح حال وى ، مندرج در بخش دوم « مشاهير الشرق » - صفحهء 64 - ، وى را در گورستان « شيخلر مزار ليغى » در قرب « نشان پاشا » در قسطنطنيه دفن كردند « 1 » . متن استنطاق همسر مطلقهء ميرزا محمد رضا ، فرزندش تقى و ديگر افراد مرتبط با او نيز در شماره‌هاى بعدى « صور اسرافيل » - شماره‌هاى 11 ، 13 و 17 - آورده شده است . بيانات ايشان كمكى به وضوح مسئله نمىكند و به‌نظر من ارزش نقل ندارد . فرزندش هم ابله و هم بىملاحظه بود ، يا چنين وامىنمود ، و تنها از يكى از معاشرين وى به نام « نايب غلامحسين » ياد كرد . همسر ميرزا - مادر تقى - به شيفتگى ميرزا نسبت به سيد جمال الدين شهادت داد و افزود هنگامى كه سيد از ايران اخراج گرديد « وى شب و روز مىگريست و مانند ديوانگان شده بود . » همچنين از ملا حسين ، فرزند ميرزا محمد على متولى مقبرهء سرور السلطنه ، و شيخ محمد هم بازجويى به عمل آمد كه نتيجهء چندانى نداشت . بااين‌وجود ، واقعيات اصلى به‌قدر كفايت روشن بودند و گمان مىكنم با برداشت من كه يك ماه پس از حادثه در « نيو ريويو » ، مورخ ژوئن 1896 ، صفحات 9 - 651 ، درج گرديد ، نسبتا موافقت
هامش
وى ، كه در ايام بيمارى گرفته شده ، در كتاب « مشاهير الشرق » اثر « جرجى زيدان » - قاهره ، 1903 - به چاپ رسيده است . ( 1 ) . اين مسائل در فصل اوّل مورد بحث قرار گرفته‌اند .