كرده بودند ، و خاصه از سوى روستائيان - كه با رفتار حسنه خود ، بر خلاف سربازان سلطنتطلب كه با اخاذىهاى خود آنها را بيزار كرده بودند ، قلوب آنها را جلب نموده بودند - مطلع شدند كه يك مسير كوهستانى وجود دارد كه فقط براى سربازان پياده قابل استفاده مىباشد و آنها را به منطقهاى مرتفعتر از تپه تحت اشغال قزاقها هدايت خواهد كرد .
هنگامى كه پيشروى آغاز گرديد ، يپرم خان با افرادش مسير خود را در پيش گرفت ، قرار شد موسى خان تلاش كند سپاه قزاق را دور نموده و در پشت آنها قرار گيرد ، اسد اللّه خان سرتيپ ، باغهاى كرج را اشغال كرد ، ميرزا على خان سرتيپ قرار شد از وسط جبهه حمله كند ، حاجى ميرزا حسن قزوينى شيخ الاسلام از سمت راست ، و عميد السلطان از سمت چپ . افسران روسى تيپ قزاق ، از طريق دوربينهاى صحرايى خود ، تحركات آنها را كاملا مورد مراقبت قرار داده بودند .
به مجرد نزديك شدن مليّون ، قزاقها چندين شليك دستهجمعى انجام دادند و سپس عقبنشينى كردند . گروه ميرزا على خان ، عليرغم دستورهاى مبنى بر عدم تعقيب ، به تعقيب آنها پرداختند و موسى خان و يپرم خان با مشاهدهء اين وضع با افرادشان از تپهها فرود آمدند تا اگر بتوانند آنها را متوقف ساخته و از يك درگيرى ممانعت كنند ، و اگر نتوانستند آنها را در منازعه يارى نمايند .
قزاقها با رسيدن به شاهآباد ، از عقبنشينى دست كشيده و شروع به تيراندازى به سوى تعقيبكنندگان خود ، كه فقط 150 تن بودند ، نمودند . متعاقب اين امر منازعهاى درگرفت كه از ساعت 7 آن شب تا ساعت 8 صبح روز بعد ادامه يافت . مليّون 3 قبضه توپ 7 سانتيمترى در اختيار داشتند كه دو قبضهء آن در اختيار موسى خان و يك قبضه در اختيار يپرم خان قرار داشت . ساير نيروهاى ملّى ، با مشاهدهء عقبنشينى قزاقها ، همانطور كه توافق شده بود در همانجا كه بودند ، بدون آنكه بدانند كه رفقايشان با دشمن درگير شدهاند ، توقف كردند .
قزاقها يك كاروانسراى سنگى را به اشغال خود درآوردند ، و مليّون تا بدانجا به اين كاروانسرا نزديك شدند كه مىتوانستند صداى گفتگوى قزاقها را كه به يكديگر توصيه مىكردند از مصرف بيهودهء فشنگ خوددارى ورزند ، زيرا ذخيرهء آنها تقريبا تمام شده بود ، مىشنيدند . اما در اين بحبوحه نيروهاى تقويتى از تهران فرارسيدند و با خود ذخيرههاى جديد مهمات را همراه آوردند و از اين به بعد مجددا آتش توپخانه قزاقها سنگين گرديد ، و موسى خان دوبار ، هربار از ناحيهء يك پا ، مورد اصابت گلوله قرار گرفت . معهذا ، وى به نبرد ادامه داد و نگذاشت افراد تحت فرمانش از جراحت وى مطلع شوند مبادا اين امر موجب دلسردى آنها شود . اكنون مليّون ، كه مدت 24 ساعت را روى زين
انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 369
مساهمون: ادوارد براون
ص٣٦٩