تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١

يادداشت شمارهء 21 ( در مورد آقاى اچ - سى - باسكرويل )

نكات ذيل ، در رابطه با سرنوشت آقاى باسكرويل بداقبال ، از سر لطف از سوى آقاى دبليو - آ - « شد »
( W . A . Shedd )
همكار و هموطن وى ، طى نامه‌اى مورخ 8 آوريل 1910 ، براى بنده ارسال گرديد : « آقاى باسكرويل ( هاوارد - سى - باسكرويل ) يكى از دانشجويان دانشگاه پرنيستون ( ليسانسيه ، فارغ التحصيل سال 1907 ) بود كه در مدرسهء پسرانهء « مموريال » تبريز به تدريس علوم و زبان انگليسى اشتغال داشت و با ميسيون مذهبى پرسبيترى آمريكايى در آن شهر ارتباط داشت . وى به موجب يك قرارداد كار دوساله در اين مدرسه ، به ايران آمد . وى به عنوان يك معلم موفق بود ، و شخصيت فعال ، صادق و مردانه وى احترام همگان را برمىانگيخت . طبعا در اين مدرسهء جوانان ايرانى ، از طبقه پيشرفته ، وجود داشتند و يكى از معلمان ايرانى اين مدرسه ميرزا حسين شريف‌زاده بود كه يكى از مورد اعتمادترين و بهترين رهبران مليّون در تبريز گرديد . يكى از روزهاى سال 1908 ، وى توسط برخى از افراد حزب مخالف ، در يكى از خيابانهاى تبريز به قتل رسيد . اين اوضاع و شرايط ، و نيز احساس همدردى غيرقابل‌اجتناب يك آمريكايى پرشور و جوان با آرمانهاى مردمى ، وى را به اين نهضت علاقمند ساخته و نيز او را با رهبران آن آشنا كرد . سرانجام وى احساس وظيفه كرد كه از فعاليت تبليغى - مذهبى خود در ميسيون دست كشيده ، استعفاى خود را تسليم و سرنوشت خود را با نيروهاى مليگرا پيوند دهد . در همين زمان ، امّا تصور مىكنم به‌طور مستقل ، آقاى مور ، خبرنگار لندن تلگراف نيز به اين نيروها پيوست . به هريك از اين دو تن تعدادى از افراد نيرو ، جهت كسب آموزش ، واگذار شدند . من معتقدم كه آقاى باسكرويل ( و نيز آقاى مور ) ، هنگامى كه ستار خان احساس آمادگى نمىكرد ، توصيهء حمله‌هاى تدافعى نمود . سرانجام وى بر يك حمله ، ظاهرا بيشتر به دلايل سياسى تا استراتژيك تأكيد كرد كه مورد تصويب آنها قرار نگرفت . مع‌هذا ، باسكرويل عازم عملياتى گرديد كه يك ماجراجويى بىاميد بود . دست‌كم كسانى كه مكان و وضعيت ديوارهاى گلى مجاور آن را ديده‌اند ، چنين مىگويند . اكثر افرادش به وى وفا ننمودند و ستار خان كه وعدهء حمايت داده بود آمادگى چنين كارى را نيافت و باكسرويل كشته شد . مراسم تشييع جنازهء وى فرصتى را براى يك تظاهرات عظيم فراهم ساخت . تصور مىكنيم كه ترديدى وجود ندارد كه اين دو تن خارجى در منصرف ساختن مليّون از برخى پروژه‌هاى عجولانه ، از قبيل حمله به خارجيها ، مؤثر بودند . وى از