يادداشت شمارهء 20 ( عوامل محركّه قيام رشت )
همانطور كه در يكى از زيرنويسهاى همين كتاب بيان شد ، عوام محركهء قيام رشت معزّ السلطان و برادرش كريم خان بودند ، كه فرد اخير طى دو سال گذشته دوبار به اروپاى غربى سفر كرده است .
كريم خان حدود 20 هزار روبل - 2000 پوند - از اموال شخصى خود را صرف آماده ساختن مقدمات اين قيام نمود و با برخى رفقاى معتمد خود پنجبار به تفليس و ديگر نقاط قفقاز سفر كرد تا تسليحات و مهمات لازم را كسب نمايد و همراه با اين تسليحات ، در لباس مبدل ، از طريق جادههاى كوهستانى و مسيرهاى بيغوله به ايران بازگشت . در يكى از اين سفرها - حدود مارس 1909 : نگاه كنيد به كتاب سفيد در مورد ايران ، ص 56 ، شمارهء 102 - روسها پنج ميليون عدد فشنگ و تعداد زيادى از تفنگهايى را كه وى مىخواست وارد ايران كند ، به همراه 9 تن از ياران وى كه سرنوشتشان هنوز نامعلوم است ، توقيف كرد . او و برادرش مدت سه ماه حدود 70 تن از مجاهدين را در خانهء وسيع خود پناه دادند . در روزى كه جهت تلاش براى تصرف رشت معين گرديده بود ، آنها به گرمى با يكديگر وداع كرده و در حالى كه اميد نداشتند بار ديگر طلوع خورشيد را مشاهده كنند به سوى ماجراجويى نوميدانه امّا ، آنچنان كه معلوم شد ، موفقيتآميز خود رفتند . ( همچنين نگاه كنيد به كتاب سفيد در مورد ايران ، ص ص 58 ، 80 - 79 ) . عموما چنين تصور مىشود ، و ظاهرا به دلايل كافى ، كه در واقع سپهدار نقش بسيار فرعى را ايفا نمود و به هيچوجه نقشى فعال در انقلاب رشت نداشت و عناصر پرانرژىتر صرفا از وى به عنوان رئيس پوشالى يا آنچنانكه ايرانيها مىگويند « مترسك » استفاده نمودند . اكنون نيز ( ژوئيه 1910 ) وى به عنوان يك ناسيوناليست معتقد و ثابتقدم تلقى نمىشود ، بلكه بيشتر به عنوان يك فرصتطلب نگريسته مىشود . بنابراين در چشم هموطنانش از همان اعتبارى كه سردار اسعد برخوردار است ، بهرهمند نيست . من از سوى يك منبع موثق ايرانى مطلع شدم كه پيشروى ارتش رشت به سوى پايتخت در واقع تماما توسط معز السلطان ، عموزاده سردار منصور ، رهبرى گرديد . افراد تحت فرمان وى عبارت بودند از :
1 . حاجى ميرزا موسى خان ميرپنج ، كه همراه صمد خان ممتاز السلطنه ( وزيرمختار ايران در پاريس ، و يكى از روشنفكرترين ، دورانديشترين ، و وطنپرستترين دولتمردان معاصر ايران ) نمايندگى ايران را در مراسم تشييع جنازهء پادشاه فقيه ادوارد هفتم بر عهده داشتند . موسى خان برادر حكيم الملك فعلى است و به خاطر شجاعتش مشهور است . وى در بادامك مجروح گرديد و بعدا به پاريس آمد تا