يادداشت شمارهء 7 ( در مورد شمس العلماء و امين الضرب )
اسم صحيح شمس العلماء ، شيخ محمد مهدى عبد الرّبآبادى ، در نزديكى قزوين ، است . وى يكى از فاضلترين علماى ايران است . در ص 170 - 169 كتاب اعتماد السلطنه ، به نام « كتاب المآثر و الآثار » شرح حالى از او ارائه گرديده است . وى توسط ناصر الدين شاه جهت همكارى با شيخ عبد الوهاب ، پدر ميرزا محمد ، در تهيهء « نامهء دانشوران » ، تحت نظارت عاليهء اعتماد السلطنه منصوب گرديد ( نگاه كنيد به يادداشت شمارهء 2 ، در همين ضميمه ) .
حاجى محمد حسن ، كه در اينجا به او اشاره مىشود ، همچون پسرش حاجى حسين آقا ، كه نايب رئيس اولين مجلس و يكى از ثروتمندترين افراد در ايران بود ، داراى عنوان امين الضرب بود .
سيد جمال الدين به هنگام اقامت در تهران در منزل وى سكونت داشت .
شمس العلماء يكى از دوستان بزرگ روحانى مرتجع شيخ فضل اللّه نورى ( كه بعدها در 31 ژوئيه 1909 اعدام گرديد ) بود و پس از اعادهء مشروطيت در ژوئيه 1909 احتياط آن ديد كه در منزلش بست بنشيند . معهذا ، وى توسط حاجى سيد نصر اللّه اخوى ، نايبرئيس مجلس دوم ، مورد حمايت قرار گرفت و نگذاشت كه مورد تعرض مجاهدين ناسيوناليست قرار بگيرد . وى از نظر دانش تاريخ و ادبيات ايران و عرب در ايران نظير نداشت و يادداشتهاى باارزش چندى مربوط به متن « مرزبان نامه » تأليف ميرزا محمد در مجموعهء « گيب محوريال » را تهيه نمود كه در جلد هشتم اين كتاب چاپ گرديده است . وى اكنون حدود 60 سال دارد .
يادداشت شمارهء 8 ( در مورد اعدام ميرزا رضا كرمانى )
در كتاب « تاريخ بيدارى ايرانيان » ( ص 156 - 153 ) پس از ارائه تقريبا كلمه به كلمهء جريان بازجويى ميرزا رضا ، شرحى پيرامون آخرين روزها و اعدام وى عرضه مىنمايد كه خلاصه آن به شرح ذيل است : وى تا آخرين لحظه شجاعت خود را نشان داد و نه تهديد و نه تطميع نتوانست وى را وادار به اين اعتراف نمايد كه داراى شريك جرم بوده است . وى در سپيدهدم روز پنجشنبه دوم ربيع الاول ( برابر با 11 اوت 1896 ) در « ميدان مشق » در تهران ، و در حضور جمعيت عظيمى از مردم ، به دار آويخته شد . شب قبل از اعدام در « قزاقخانه » حبس گرديد و همراه شجاع السلطنه ، فرزند « سردار كل » ، و خويشاوندان مختلف امين السلطان به محلّ اعدام آورده شد . گفته شد كه ميرزا رضا تا