بايد مجددا سلاحهاى خود را دريافت كنند و بايد بلافاصله جهت حفاظت از شهر - كه طبعا اكثر مليّون نسبت به آن بيگانه بودند - و مهار كردن غارت و بىنظمى به استخدام درآيند اين اقدام به عنوان عملى عاقلانه و مسالمتآميز ، مورد ستايش قرار گرفت و خبرنگار ديلى تلگراف اعلام داشت كه « رفتار انقلابيون مطلقا صحيح بود » و « آنها در حفظ نظم كاملا توانا بودند » و « خرد آنها در جلوگيرى از پيچيده شدن اوضاع تحسين همگان را برانگيخت . » در ساعت 5 بعدازظهر مبارزه متوقف شده بود ، به استثناى تيراندازيهاى پراكنده توسط تعداد معدودى از سربازان بختيارى شاه كه مواضع نزديك به سفارت بريتانيا را در تصرف داشتند .
در اواخر شب اجلاس فوقالعادهء مجلس ملّى ، متشكل از رهبران ، مليّون ، مجتهدان اعظم و رجال و بسيارى از اعضاى مجلس سابق كه در دسترس قرار داشتند ، در محل ساختمان بهارستان برپا گرديد و رسما محمد على شاه را از سلطنت معزول و فرزند كوچك وى سلطان احمد ميرزا وليعهد را ، كه فقط پسرى 12 يا 13 ساله بود ، به عنوان جانشين وى انتخاب كردند و عضد الملك كهنسال ، رئيس ايل قاجار ، را به عنوان نايب السلطنه .
بدين ترتيب انقلابى به سرانجام رسيد كه از بسيارى جهات قابل مقايسه با انقلابى بود كه يكسال قبل در كشور تركيه به ثمر نشسته بود . اين هردو انقلاب در ماه ژوئيه به حساب ما ، و به حساب مسلمانان در روزهاى آخر ماه جمادى الثانى - 1326 هجرى قمرى و 1327 به ترتيب - ، كه ماه رجب را به دنبال دارد ، به وقوع پيوستند و بدينترتيب به اين سنت مشهور قوتى تازه بخشيدند : -
العجب ! ثم العجب ! بين جمادى و رجب
شگفتى و باز هم شگفتى بين ماه جمادى و رجب
ايران در انقلاب خود بهاى كمترى را با خون فرزندان خود پرداخت . زيرا بنابر اكثر برآوردهاى دقيقى كه من ديدهام « 1 » ، « تعداد كشته و زخميها » - طى پنج روز مبارزه در تهران ، در ژوئيه 1909 - « احتمالا حدود 500 تن بوده است » ، اگرچه « واقعيت دقيق هرگز معلوم نخواهد شد ، زيرا بسيارى از كشتهشدگان در نزديكترين گودالها پرتاب يا توسط سگها خورده شدند . » معهذا ، در ايران هم امور واقع در معرض خطر و هم دشواريهايى كه بايد بر آن فائق مىآمدند عظيمتر بودند . زيرا نه تنها آرمان آزادى و اصلاحات ، كه استقلال كشور در خطر بود ، در عين حالى كه بيم از دخالت بيگانه ، كه در شب
هامش
( 1 ) . توسط دكتر جوزف اسكات در « بريتيش مديكال جورنال » مورخ 13 اوت 1909 .