تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
1 . بايد به سپهدار و سردار اسعد ، هريك به همراه 150 تن از افراد خود ، اجازه داده شود كه وارد تهران شده و تا زمان پياده شدن رضايت‌بخش مشروطيت در آنجا باقى بمانند . 2 . كابينهء حاضر بايد منحل و وزراى جديد توسط انجمنهاى سراسر ايران انتخاب شوند . 3 . تمامى نيروهاى مسلح كشور بايد تحت كنترل كامل و مستقيم وزير جنگ باشند . 4 . سربازان غيرمنظم شاه بايد خلع‌سلاح شوند . 5 . حكام ايالات بايد توسط انجمنهاى محلى مورد تأئيد قرار گيرند . 6 . تمامى سربازان روسى بايد از ايران عقب بنشينند . خبرنگار تايمز افزود : « بديهى است سفارتخانه‌ها پاسخ خواهند داد كه ، به دليل ماهيت غيرمعقولانه ، برخى از خواسته‌ها ، فكر نمىكنند به زحمتش بيارزد آن خواسته‌ها را نزد شاه مطرح كنند . » مع‌هذا خبرنگار رويتر ، در تلگراف 6 ژوئيه ، اظهار داشت نمايندگان بريتانيا و روسيه به سپهدار قول داده‌اند از دو فقره از خواسته‌هاى وى حمايت كنند ( آن دو خواسته مربوط به بركنارى مرتجعين برجسته و انتصاب يك وزير جديد تلگراف بود ) امّا « بديهى بود كه پاسخ وى سازش‌ناپذيرى در رويه بود ، و احتمالا مىتوان آن را به عنوان اعلام عزم تزلزل‌ناپذير وى به ادامه پيشروى به سوى تهران تلقى نمود . » در اين موقع بحرانى بايد بهترين دوستان مليّون در مورد عاقلانه بودن حركت سرسختانه‌اى كه اكنون آنها بدان متوسل گرديده‌اند بسيار ترديد نموده باشند ، و اين آقاى پرسوال لاندون « 1 » بود كه ، با وجود عدم اعتماد به همبستگى دو ارتش مليّون و اشتراك اهداف آنها ، قدرت و شجاعت بختياريها را تشخيص داده و بر خلاف اعتقاد حاكم ، جرأت كرد پيش‌بينى كند نه انگلستان و نه روسيه قادر به متوقف ساختن آنها نخواهند بود ، و اينكه « پايان اين ماه شاهد يك رژيم جديد در تهران خواهد بود . » يكى از روزنامه‌هاى اودسا ، به نام « ليستوك » ، هم در شمارهء 5 ژوئيه خود مصاحبه‌اى با يك افسر ايرانى كه « به‌طور خصوصى اعتراف كرده بود موقعيت شاه شديدا يأس‌آور است و عزل وى ممكنست به عنوان يك نتيجهء پيش‌بينى شدهء تجمع انقلابيون در تهران تلقى شود « 2 » » ، را منتشر ساخت . در سن پترزبورگ اعتقاد بر اين بود كه روسيه درهرصورت از شخص شاه ، از طريق اعطاى پناهندگى
هامش
( 1 ) . ديلى تلگراف ، 6 ژوئيه . ( 2 ) . همان مرجع .