بيست و سوم ماه آنها نيرويى متشكل از كردهاى ماكو را در جلفا شكست دادند . امّا سرماى سخت عمليات را دشوار ساخته بود . ( كتاب سفيد ، شمارهء 79 ، ص 47 . )
فوريه
- روز 5 فوريه مليّون در زدوخوردى سلطنتطلبان را از سردارود عقب راندند ، امّا بدون آنكه هيچگونه امتياز مادى كسب كنند ، 50 تن از افراد خود را از دست دادند . تا اينزمان تبريز « عملا محاصره » شده بود . آقاى وراتيلاو مىنويسد : « هيچ آذوقهاى نمىتوانست وارد شهر شود .
درختان ميوهء باغها جهت فراهم ساختن سوخت قطع مىشوند ، و اگرچه در حال حاضر ذخيرهء غلهء كافى جهت تغذيه مردم وجود دارد ، امّا در برخى موارد مضيقه به شدت احساس مىشود . » مشكلات مالى و برخى نارضايتيها در ميان طبقات پولپرست ( بازرگانان ) موجب ناراحتى بيشتر گرديده است . ( كتاب سفيد ، شمارهء 112 ، بخش ضميمه ، ص 630 . ) در 11 فوريه جادهء جلفا توسط افراد ايلياتى قرهداغ بسته شد و نان در شهر كمياب گرديد . ( همان مرجع ، شمارهء 74 . ) در 15 فوريه ، آقاى وراتيلاو ذخيرهء غله را كافى براى تغذيهء شهر به مدت دو ماه ديگر تخمين زد . ( شمارهء 82 . ) در 22 فوريه ، يك تلاش بيحاصل ديگر جهت آزاد نمودن مرند و بازگشايى جادهء جلفا انجام گرفت ، و سه روز بعد صوفيان توسط سلطنتطلبان اشغال گرديد ، در حالى كه آقاى وراتيلاو اكنون فكر مىكرد كه تبريز فقط مىتواند براى يك ماه ديگر به دفاع ادامه دهد . ( شمارههاى 89 ، 90 ، 92 . ) در 25 فوريه و 26 فوريه ، حملهاى مصممانه ، توسط صمد خان ، به شهر انجام گرفت كه به هرطريق با تحمل تلفات سنگين دفع گرديد . ( شمارهء 170 و بخش ضميمه . ) در 28 فوريه ، به دستور ستار خان يك نانوا ، به خاطر فروختن آرد به قيمتى بالاتر از قيمت تعيين شده توسط انجمن ، تيرباران شد . ( شمارهء 170 . )
مارس
- در دوم مارس صمد خان قاراملك ، روستاى بزرگى واقع در نزديكى شرق تبريز ، را اشغال كرد . در روز سوم خط تلگرافى هند - اروپا توسط رحيم خان ، در منطقهء بين تبريز و جلفا ، قطع گرديد . امّا در نتيجهء فشارهاى ديپلماتيك وارده بر تهران ، اين خط سرانجام در روز نوزدهم تعمير شد .
( شمارهء 170 . ) روز پنجم مارس شهر مرند و در روز پانزدهم جلفا توسط سلطنتطلبان اشغال گشت .
( شمارههاى 105 ، 114 و 170 ، امّا به شمارهء 126 نيز مراجعه شود . ) و در همان روز پنجم سربازان صمد خان حومهء حكم آباد را اشغال كردند كه به هرطريق طى بعدازظهر همان روز از آنجا بيرون رانده شدند . آقاى ورايتلاو مىگويد : « اين حمله ترس و بيم عظيمى را در تبريز برانگيخت ، زيرا حكم آباد عملا بخشى از شهر است و سلطنتطلبان تاكنون بدينحد پيش نيامده يا چنين عزمى را نشان