نداده بودند . شمارى از ملاها ، در دفاع از شهر ، به نيروهاى مليّون پيوستند و اگرچه نبايد انتظار داشت كه اين جنابها كار چندانى انجام دهند ، امّا صرف حضور آنها مسلما افراد مبارز را تشويق كرد . » ( شمارهء 170 ، و بخش ضميمه . ) در 25 مارس تلفات بسيار زيادى در ميان طبقات فقير شهر وجود داشت ، و دو محمولهء آخر پست از اروپا توسط رحيم خان توقيف گرديده بود . وى فرد بعدى را كه سعى داشت محمولهء پستى را به داخل شهر بياورد ، تهديد به شليك نمود . ( شمارههاى 132 ، 133 . ) در 28 مارس تصور مىرفت « كه حداكثر ظرف سه هفته آذوقهء تبريز بهطور كامل تمام شود . » ( شمارهء 137 . ) ، و دو روز بعد مرگ چند تن از مردم بر اثر گرسنگى گزارش گرديد . ( شمارهء 142 . )
از نظر آنان كه از دور ناظر حوادث بودند ، اين مسئله غيرقابلدرك بود كه هيچگونه تلاشى جهت نجات تبريز ، از سوى اصفهان يا رشت ، خواه از طريق تلاش مستقيم جهت رفع محاصره يا از طريق تهديد به پيشروى به سوى تهران كه ممكن بود شاه را مجبور به فراخواندن حداقل برخى از سربازانش به پايتخت كند ، به عمل نمىآمد . در خود تبريز ، تا روز 12 آوريل ، اين اميد وجود داشت كه از سوى سلماس نجات داده شود ، يعنى از جايى كه گزارش مىشد نيرويى متشكل از 3 هزار تن از افراد در حال پيشروى هستند ( شمارهء 165 . ) امّا مطمئن نيستم كه هيچ پايه و اساسى براى اين اعتماد وجود داشته باشد ، و به هرترتيب چنين تلاشى انجام نگرفت . و درست در همين زمان ، سرسختى شاه با اخبارى كه در مورد پديد آمدن يك حكومت ضدانقلاب كوتاهمدت در قسطنطنيه رسيد ، تقويت گرديد و بيش از هرزمان ديگر تمايل كمترى براى اعطاى هرگونه امتياز يا گوش فرادادن به هرگونه شرايط سازش نشان داد ( شمارهء 197 ) ، به گونهاى كه مذاكراتى كه توسط محاصرهشدگان ، از طريق ثقهء الاسلام با ستاد سلطنتطلبان در باسمنج ، آغاز گشته بود و هيچگاه اميد چندانى به آن نمىرفت ، ديگر حتى يك شانس موفقيت هم عرضه ننمود . ادراك خطر نسبت به جان ساكنان خارجى تبريز ، بهطور جدى شروع شد و به نمايندهء بريتانيا دستور داده شد ، كه در صورت بروز نياز به اقدام ، « به حكومت ايران تأكيد شود كه يا به خارجيان تبريز اجازهء ترك اين شهر داده شود يا اجازه داده شود كه ما يحتاج غذايى كافى وارد اين شهر گردد . » ( شمارهء 182 . ) در 16 آوريل ، حكومت ايران « به عين الدوله دستور داد كه براى عزيمت اتباع خارجى به منظور تضمين امنيت آنها ، تسهيلات فراهم گردد و پيشنهاد شود كه آنها بايد شهر را ترك كنند » ، امّا اجازهء ورود غذا به شهر داده نشد . معهذا ، هم اتباع انگليسى و هم اتباع روسى ، اظهار عدم علاقه به ترك شهر تبريز نمودند . - ( شمارههاى 188 و 190 . ) - در 18 آوريل آقاى وراتيلاو گزارش داد كه ميزان مواد غذايى مردم به مراتب كمتر از آن
انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 258
مساهمون: ادوارد براون
ص٢٥٨