تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
فرستاده ، اعلام داشت كه شاه تمامى پيشنهادات را پذيرفته است . براى نخستين‌بار طى سه هفته ، نگرانيها به گونه‌اى محسوس كاهش يافت و چشم‌انداز يك سازش روشنتر به‌نظر مىرسيد . اوايل صبح روز مرگبار 23 ژوئن ، شمارى از قزاقها وارد حياط مدرسهء سپهسالار شدند . امّا تفنگچىهاى ملّى با نصيحت و دلايل دوستانه آنان را به عقب‌نشينى واداشتند و متعاقب آن درها بسته شد . اين هنگام بهارستان در محاصرهء قريب هزار قزاق و سرباز قرار گرفت ، در حالى كه خيابانها هم مملو از سربازان شده و رفت‌وآمد موقوف گشته بود . آن هشت تن كه شاه نفى ايشان از تهران را مىطلبيد ، در اتاقى مجاور مجلس پناه گرفته بودند . اخبار اين رويدادها تلفنى به علما و نمايندگان رسيد . ممتاز الدوله ، ميرزا صادق [ طباطبايى ] سردبير روزنامهء « مجلس » و سه تن از علماى برجسته يعنى امام‌جمعه خويى ، سيد محمد طباطبايى و سيد عبد اللّه بهبهانى فورا به صحنهء حادثه شتافتند و به ايشان جواز ورود داده شد . تقىزاده اندكى بيمار بود و قدرى دير آمد و از اينروى نتوانست وارد شود . امّا بعدا هم راه ورود و هم خروج بسته شد . حال سيد عبد اللّه بهبهانى و ممتاز الدوله دنبال افسر فرمانده ايرانى قزاقهايى كه در خارج بهارستان گرد آمده بودند فرستاده و از او ، كه نامش قاسم آقا بود ، علل آن اقدامات را جويا شدند . وى پاسخ داد كه مىبايست مردم را متفرق سازند . بعد ، ممتاز الدوله و بهبهانى تعهد كردند مردم را به تفرقه وادارند . امّا افسر فرمانده از پذيرش آن عهد امتناع كرد . در اين موقع - حدود يكساعت پس از طلوع آفتاب - كلنل لياخوف ، همراه شش افسر روسى ديگر ، در كالسكه‌اى به طرف بهارستان آمده ، موقعيت را بررسى و سربازان را مرتب كرده ، در شش موضع مختلف توپ مستقر ساخت . سيد عبد اللّه طى پيامى خواستار گفتگو با لياخوف شد ، امّا با امتناع وى مواجه گشت . برخى داوطلبان ملّى اجازه خواستند به لياخوف كه حال سوار بر اسب بود شليك كنند . امّا از اين اقدام منع شدند تا مبادا بهانهء دخالت به دست روسيه افتد . به همين سبب نيز به شاپشال خان كه در تيررس قرار داشت ، اجازه داده شد بىهيچ آسيب و جراحتى بگريزد . حال كلنل لياخوف مجددا به كالسكه نشسته به سوى خيابان ظل السلطان رفت و همچنان كه از مقابل مقر « انجمن آذربايجان » مىگذشت ، توپها تحت فرماندهى ساير افسران روسى بر مسجد و بهارستان آتش گشودند . در نتيجه ، حدود پنجاه تن سربازان پياده كه جلوى عمارات فوق‌الذكر صف كشيده بودند ، كتهاى قرمز خود را كنده تفنگهايشان را به مدافعان مجلس تسليم كردند و بدون سلاح به قرارگاه مليّون وارد شدند . بسيارى از سربازان سوار هم گريختند . امّا افسران روسى تفنگهاى آنان را ربوده و به سوى بسيارى از فراريان آتش گشودند كه در نتيجه ساير سربازان به طرف مجاهدين شليك
انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 196 | ادوارد براون / مهرى قزوينى