حكومت روسيه نبود كه وى را « مغز متفكر نهضت انقلابى « 1 » » وامىنمودند . يكتا غايت اين سخنان آن بود كه ظل السلطان را بر سرير سلطنت بنشانند . امّا پس از آنكه وى از سوى مشروطهخواهان طرد و مبلغى هنگفت جريمه پرداخت ، دكتر اى . جى . ديلون لحن خود را تغيير داد و ديگر از وى به مثابه « يك مدعى فاقد اصول سلطنت مطلقه » ، « مستبد بالذّات » و « ستمگرى شرقى كه قساوت قلبش به ندرت با روشنى دركش تعديل مىشود » سخن نگفت ، كه در عوض او را به عنوان « يكى از صاحب نفوذترين اعضاى خاندان سلطنتى كه هيچجنايتى بر عهده ندارد » توصيف كرد « 2 » .
بعد از كودتاى دسامبر 1907 ، مجلس ملى مساعى عظيمى براى بهبود روابط شاه و حزب مردمى به عمل آورد و يك « مجلس مصلحه » تشكيل شد كه هدف اصلى آن همين مسئله بود . تلاشهاى ايشان مورد حمايت شعاع السلطنه ، برادر شاه ، عضد الملك ، ايلخانى قاجار ، قرار گرفت . توفيق ايشان تا بدين پايه بود كه شاه در سلام عيد غدير و قربان ، هيأتهاى نمايندگان مجلس را به حضور پذيرفت . با اين وجود ، به رغم بهبود ظاهرى اوضاع ، افق سياسى كماكان تيره و تهديدكننده بود . سربازان ترك به پيشروى خود در مرزهاى شمالغربى ادامه داده وارد ساوجبلاغ شدند ؛ ايرانيان ، به رهبرى فرمانفرما ، از هرگونه دفاع مؤثر عاجز بودند ؛ در حالى كه شيوهء برخورد روسها در باب چندين مسئله همچنان موجب نگرانى شديد بود . علاوه بر آن ، به زودى زمينههاى اختلاف جديدى بين مجلس ملى و شاه پديدار گرديد . در 18 دسامبر ، « ارباب فريدون » صرافى زرتشتى ، در تهران به قتل رسيد و آنچنان كه مقبول مجلس بود ثابت شد كه قاتل توسط « مجلل السلطنه » ، يكى از درباريان ارتجاعى شاه ، تحريك شده كه به همين سبب تصميم گرفته شد مورد مجازات قرار گيرد . معهذا ، شاه با اين امر مخالفت كرده و اين موضع را اتخاذ كرد كه درباريانش واجب الحرمتند و نبايد بعينه افراد عادى تابع قانون باشند . در نتيجه ، در ماه مه ، يعنى پنج ماه پس از وقوع قتل ، بود كه او و همدستانش مجازات و به كلات تبعيد شدند . امّا چهار يا پنج ماه بعد - پس از انهدام مجلس - توسط شاه و با پيروزى به پايتخت مراجعت كردند .
در اواخر فوريه 1908 واقعهاى بدتر روى داد . در حالى كه شاه سوار بر اتومبيل از خيابانهاى تهران مىگذشت ، بمبى به سوى ماشين وى پرتاب شد كه اتومبيل را متلاشى ساخته و يكى از سرنشينان آن را به قتل رسانيد . شخص شاه ، كه در ماشين ديگرى بود ، آسيبى نديد . امّا طبيعى است كه بسيار هشيار
هامش
( 1 ) . نشريهء « كانتمپورارى ريويو » مورخ اوت 1908 ، ص 251 .
( 2 ) . همان مرجع ، اكتبر 1990 ، ص 511 .