گشت و از آنپس هرگونه اميد به سازش ضعيف و ضعيفتر گرديد . خانهاى كه بمب از آن پرتاب شده بود ، در تصرف زرگرى به نام « سيد غلامرضا مرندى » بود كه بازداشت و مورد بازجويى قرار گرفت . امّا هيچمطلب مشخصى دربارهء مرتكبين اين اقدامات جسارتآميز ، كه به ظاهر سه تن بوده و گريخته بودند ، آشكار نگرديد . البته به لحاظ ارتجاعيون اين اقدام كار انقلابيون بود . در حالى كه رهبران ملّيون اعلام داشتند اين عمل توسط جناح ارتجاعى و به هدف ممانعت از هرگونه سازش بين شاه و مجلس ملّى صورت گرفته است . انقلابيون اظهار داشتند كه بمبانداز در تماس با شاپشال خان ، يهودى روسى و معلم سرخانهء شاه در جوانى و روح اهريمنى نگهبان وى در زمان سلطنت ، بوده است « 1 » . مدبر الملك ، كه زمانى سردبير « تمدن » بود ، در روايتى از كودتاى 23 ژوئن 1908 كه براى هفته نامهء « حبل المتين » - شمارهء 14 سپتامبر 1908 - در كلكته ارسال داشت ، پا را از اين هم فراتر نهاده و مىگويد شاه شخصا در اين بمباندازى دخالت داشتند تا از اين رهگذر مجلس ملّى را بىاعتبار كند .
حدود اوايل آوريل 1908 ، احتشام السلطنه كه پس از استعفاى صنيع الدوله ، در آغاز سپتامبر 1907 ، به رياست مجلس رسيده بود ، استعفا كرد و ممتاز الدوله جانشين وى گرديد . او با مساعى خود در جهت تحديد آزادى مطبوعات و سخنرانان عمومى ، و نيز مخالفت با تشكيل يك نيروى مسلح ملّى ، به سختى منفور گشته بود . تحت رهبرى ممتاز الدوله اوضاع به مراتب آرامتر بود .
تقريبا در همين زمان ، چهار تن از رهبران اوباش كه در دسامبر عليه مجلس تظاهرات كرده بودند ، مجازات شدند . اين چهار عبارت بودند از : صنيع حضرت ، مقتدر نظام ، نايب اسماعيل و سيد كمال كه همگى فلك شده و ده سال به كلات تبعيد گشتند . تقريبا يك ماه بعد ، مجازات مشابهى در مورد محكومين به قتل ارباب فريدون زرتشتى اعمال گرديد .
حوادثى كه به دومين كودتاى خطرناك انجاميد ، در پايان ماه مه 1908 آغاز گرديد . روابط شاه و مجلس هنوز بسيار تيره بود و عضد الملك پير به عنوان ميانجى دربار و مجلس عمل مىكرد . شاه خواستار آن بود كه مطبوعات و خطباى مردمى بايد از سخن گفتن عليه وى خوددارى كنند ، در حالى كه مجلس درخواه عزل شش تن از سرسختترين ارتجاعيون بود كه مسبب اصلى تحريكات مستمر شاه عليه مشروطيت شناخته مىشدند . اين شش تن عبارت بودند از : امير بهادر جنگ ، شاپشال خان ،
هامش
( 1 ) . مراجعه شود به جواب ردّيه « ژنرال آجودان شاپشال » كه در ديلى تلگراف 25 ژانويه 1909 درج گرديد .