كرده بود ، سرانجام مجبور به ابراز و انتشار يك اعتراض مؤثر عليه اين اقدامات گرديد كه اين امر تا حدود بسيار زيادى در تخفيف اين مسائل تأثير داشت « 1 » . در اينجا ، ضرورتى ندارد كه اين حوادث وحشتناك - كه به مراتب بدتر از تمامى كارهاى انجام شده در ايران طى سنوات اخير است . بهطور مشروح مورد بحث قرار گيرد . اما بنابر نوشتهء « پراوو » كه به عنوان « بزرگترين روزنامهء قانونى در روسيه » توصيف گرديده است طى بيست ماه حدود 1700 تا 1950 تن از مردم توسط دادگاههاى نظامى اعدام شدند ، يعنى بهطور متوسط 3 نفر در هرروز ؛ درعينحال مىتوان پيرامون نحوهء وحشيانهاى كه حكومت نظامى در ايالات بالتيك ، بين دسامبر 1905 و اول مارس 1907 به مورد اجرا گذاشته شد ، از نامهاى كه توسط پرنس كروپوتكين در مورد اين مسئله نوشته شده و در روزنامهء تايمز مورخ 28 ژوئيه 1908 درج گرديده است ، مطالبى را دريافت . باوجوداين ، ظاهرا ضرورتهاى سياسى ايجاب مىكند كه حتى يك حكومت ليبرال هم احساسات صرفا بشردوستانه را پايمال كند ، و ارگانهاى حكومتى مجبورند تا حد ممكن در مطبوعات صورتى موجه به مسئله بدهند و موقرانه دادگاههاى نظامى ، اعدامها ، آتش زدن مزارع ، و شكنجههاى زندانيان مربوط به متحد جديد خود را ناديده گرفته و لااقل به مقدارى احساسات براى « روسيه مقدس » ، كه بهنظر مىرسد چنان نفوذ سحركننده عجيبى را بر برخى از ليبرالهاى برجستهء انگليسى اعمال كرده است ، تظاهر كنند .
در رابطه با ايران ، خوب ، اين كشور بايد از خود مراقبت كند . انگلستان ، حداقل بهطور غيرمستقيم به او كمك كرد تا به مشروطيت دست يابد ، و طبعا داراى برخى احساسات مساعد نسبت به حاميان آن بود . اما البته نمىتواند همهگونه كمك مادى ارائه كرده يا اجازه دهد ظل السلطان يا هررقيب ديگر پادشاه حاكم ، كه ممكن است مورد ترجيح مشروطهخواهان باشد ، در امر سلطنت با محمد على شاه منازعه كند . تمامى اين استدلالها ، شايد به استثناى مورد آخر ، به اندازهء كافى منصفانه بود و اين شكايت برخى از پناهندگان ايرانى مبنى بر آنكه انگلستان نبايد به آنها كمك مىكرد تا به مشروطيت دست يابند ، مگر آنكه آمادهء تداوم اين حمايت مىبود ، شكايتى غيرعادلانه است ؛ با توجه به اينكه انگلستان ، حتى اگر مىخواست ، نمىتوانست مجلس ملى را با به كارگيرى قوهء قهريه عليه شاه حفظ كند و ايران هم منطقا اين دخالت مسلحانه را به عنوان دخالتى نامطلوب و خطرناك تلقى مىكرد . از سوى ديگر ، آنها حق داشتند از انگلستان انتظار داشته باشند كه با درنظرگرفتن وعدههاى داده شده توسط
هامش
( 1 ) . ترجمهء اين اعتراضيه در روزنامهء « ديلى كرونيكل » مورخ 15 ژوئيه 1908 درج گرديد .