كس را نمىفريبند ، منحصر به ايران نيستند : ما هم مىگوئيم « خانه نيستيم » ، هنگامى كه در خانهايم ، و در رد دعوتهايى كه قبول آنها هيچ جذبهاى برايمان ندارد ، ابراز تأسف مىكنيم كه به اجبار چنين كردهايم . اين مسئله كه ايرانيان به هيچ روى عارى از شجاعت نيستند ، حتى مورد اذعان كسانى است كه ايشان را به لحاظ پارهاى جنبههاى ديگر به شدت مورد انتقاد قرار دادهاند . آر . جى . واتسن
( R . G . Watson )
- تاريخ ايران در . . . قرن نوزدهم . ص 10 - مىگويد كه « آنها شجاعانه و به سرعت تمام بر بدترين زمينها و لبهء مخوفترين پرتگاهها اسب مىتازند » و « با ترس زائيدهء ضعف اعصاب كاملا بيگانهاند » و « آنزمان كه شجاعت خود را از كف مىدهند ، كه اغلب چنين است ، اين ناتوانى را بايد معلول عوامل روانى برشمرد . » همو سربازان ايرانى را چنين توصيف مىكند - [ همان كتاب ] ص 24 - كه « به نحوى شايان دلير ، شكيبا و پايدارند كه بهندرت محتاج هرنوع اسباب و وسائل بوده و در حالى كه تنها با نان و پياز سر مىكنند ، روزهاى متوالى قادرند روزانه سى ميل راه طى كنند . » در جايى ديگر نيز - ص 200 - مىگويد : « با اطمينان مىتوان گفت كه هيچ گروهى در جهان آنچنان قادر به تحمل مداوم خستگى نيست كه سربازان كهنهكار ايران . » ايضا - ص 218 - ، در گفتار پيرامون شكست ايرانيان از روسها در نبرد گنجه به سال 1826 ، مىآورد : « اگر شاه مىتوانست اين واقعيت را بپذيرد كه در اتباع دلير و منقادش مادّهء نخستين تشكيل ارتشى موجود است كه ، به شرط تمرين مناسب نظامى ، قادر است هرزمان به دفاع از سرزمينهايش در برابر مهاجمان برخيزد ، مىتوانست در قبال درس از بليهء گنجه بهايى نازلتر بپردازد . » وى همچنين - ص 283 - به توصيف « يك راهپيمايى اجبارى » در 1835 مىپردازد « كه انجامش تنها از توان سربازان ايرانى ساخته بود كه مسافتى هشتاد مايلى را در كمتر از سى دقيقه پيمودند . » و ديگربار - ص 387 - مىگويد كه « سربازان ايرانى بىچونوچرا دليرترين ، پايدارترين و شكيباترين سربازان جهان هستند » و مىافزايد كه « اگر دولت اميرنظام - ميرزا تقى خان - مىپائيد ، شاه ايران ارتشى صد هزار نفرى را صاحب مىشد كه بهطور منظم آموزش ديده و تجهيز مىشدند . » و در وصف نبرد عمره - 26 مارس 1857 ، كه طى آن ايرانيان از انگليس شكست خوردند ، مىگويد - ص 451 - : « توپخانه و سربازان ايران در حد توان خود و تا آنجا كه از آنان مىتوان توقع داشت خوب عمل كردند . ايشان به خوبى از سلاح خود استفاده كرده و از كار و تلاش سرسختانه تن نزدند . »
امّا بين سربازان اجبارى سلطانى مستبد نبايد در پى برترين سطح نمود شجاعت ايرانى باشيم . اين شجاعت را آنگاه مىتوان يافت كه ايرانى با تعلق خاطر به يك فرد ، عقيده يا آرمان برانگيخته شود و