تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
شرف آنان ساخته است ، خواستار حكومت « مشروطه » يا حكومت مبتنى بر قانون است . « ملّت » به معنى مردم و متضاد « دولت » است يا در واقع متضاد « دربار سلطنت » در رژيم كهن . « مشروطه‌خواه » متضاد « مستبد » ، يا طرفدار حكومت خودكامه ، است و شايد بتوان گفت كه بهترين برگردان اين واژگان ، كلمات
" Parliamentarian "
يا
" Royalist "
هستند . در اين واژه‌ها تناقضى طبيعى و به قدر كفايت آشنا موجود است . امّا قائل شدن به تناقض بين « ملّت » و « دولت » محتاج پاره‌اى توضيحات است . در شرايط ايده‌آل آشكار است كه نبايد هيچ نوع تناقضى بين ايندو واژه وجود داشته و منافع دولت و ملّت همسان ، يا حداقل در ارتباط تنگاتنگ ، باشد . و ايرانيان طبيعتا آنچنان به شاه خود مطيع و وفادارند - يا چنان كه خود مىگويند « شاه‌پرست » اند - ، كه شخصا برآنم كه اگر سلاطين اخير ايران حتى تا حدودى از خود ميهن‌پرستى ، عدالت يا دورانديشى نشان داده بودند ، درخواست يك حكومت مردمى اصولا ، يا به هرروى در زمان ما ، مطرح نمىگرديد . ايرانيان هرگز عليه شاه اسماعيل ، شاه عباس كبير يا كريم خان قيام ننموده‌اند . ايشان آنگاه درخواست مشاركت در حكومت كشور را آغازيدند كه متقاعد شدند سرزمينشان مورد تحقير بيگانه قرار گرفته ، منافع آن به ثمن بخس فروخته شده و مذهب و موجوديتشان به عنوان يك ملّت در معرض خطر نابودى واقع گشته است . بسيارى از روزنامه‌نگاران و ساير نويسندگان اروپايى انديشهء يك « مجلس
( Partiament )
ايرانى » را به سخره گرفته و همچون بسيارى طوطىصفتان عبارت « اپراى مضحك »
( Comic Opera )
را تقريبا در هريك از صفحات آثار خود تكرار كرده‌اند . بااين‌وجود ، به جرئت مىگويم كه به زعم من در مبارزهء مردم ايران نسبت به سياست‌هاى انگليسى خود ما ، با آن فقدان اصول راهنمايش ، كنفرانس‌ها ، ائتلاف‌ها و برخوردهاى ساختگىاش ، عزم راسخ و واقعيت بيشترى وجود داشت . در سراسر مبارزه ، ايرانيان آگاهانه براى موجوديت خود به عنوان يك « ملّت » جنگيده‌اند و بدين لحاظ حزب مشروطه يا مردمى را به درستى مىتوان « ملّىگرا »
( Nationalist )
ناميد . مع‌هذا ، با توجه به تعصبات موجود در انگلستان ، خاصه در زمان حاضر ، اين واژه روىهم‌رفته واژه‌اى خوشايند نيست و بىترديد تأثير زيادى در خلق تعصب در بخش اعظم عقيدهء مردم انگليس عليه موارد اطلاق اين واژه داشته است . اكثر مردم تحت تأثير اسامى هستند تا عقايد ، و ترديد ندارم كه اكثر طرفداران اتحاديه‌ها و بسيارى از مقامات انگليسى - مصرى يا انگليسى - هندى تمامى تعصباتى را كه اين واژه در اذهان ايشان برمىانگيزد به ايرانيان به اصطلاح « ملّىگرا » نسبت داده‌اند . بااين‌وجود ، نكتهء اصلى كه مىخواهم بر آن تأكيد كنم اين است كه در ايران آن حزبى كه با واژگان گوناگون « ملّىگرا » ، « مشروطه‌خواه » و « مردمى »
( Popular )
ناميده
انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 18 | ادوارد براون / مهرى قزوينى