تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 11

مساهمون:

ص١١

پيشگفتار

به ايران مباد آنچنان روز بد * كه كشور به بيگانگان اوفتد نخواهم زمانى كه اين نوعروس * بيفتد به زير جوانان روس به گيتى مباد آنكه اين حور ديس * شود همسر لردى از انگليس
( سرودهء ميرزا آقا خان كرمانى در زندان طرابوزان به سال 1896 كوته زمانى پيش از مرگ ) پيوسته بر آنم كه اگر نويسنده در آغاز اثر جهات كلى انديشه و ديدگاه خود در نگارش كتاب را روشن سازد ، كمكى است به خواننده . گرچه ، به لحاظ مشكلات يك پژوهش كامل و نقد بيطرفانهء رويدادهاى معاصر ، جرئت آن ندارم كه اين كتاب را تاريخ بنامم ، امّا ، در واقع به همين نظر نگاشته‌ام ؛ و طبيعى است كه كوشيده‌ام نخست تمامى اطلاعات موجود و قابل دسترس را گردآورى ، تطبيق و ارزيابى كرده ، سپس ماحصل يافته‌هاى خود را در حد توان صادقانه ارائه دهم . اين حقيقتى بديهى است كه حتى آنگاه كه در باب واقع امرى اتفاق نظر هست ، نه تنها در تفسير جزئيات آن تفاوت آراء وجود خواهد داشت ، كه نتايج حاصله از اين تفاسير هم ناهمگون خواهد بود . امّا ، اين حقيقت بديهى اغلب ناديده گرفته مىشود . استدلال آن هنگامى ثمربخش است كه بر شالوده‌اى مقبول مبتنى باشد . اگر دو تن قصد سفر به « پنزانس »
( Penzance )
داشته باشند ، مىتوانند در باب بهترين مسير حصول به مقصد مباحثه كنند ؛ امّا ، اگر يكى به پنزانس و ديگرى به « جان اگروتس هاوس »
( John Groat's House )
عازم باشد ؛ بحثى ازيندست آشكارا بيفايده خواهد بود . جهت ملحوظ داشتن اين اصل در كتاب حاضر ، در مورد تمامى مسائل مطروحه نكات ذيل را تلويحا پذيرفته و در نظر داشته‌ام : 1 . در اين جهان نه همگونى ، كه تنوع و تفاوت قانون برتر و حالت مطلوب است . 2 . هرچيز در اين جهان كمال نوعى خاص خود ، يا چنان كه بابيه زيركانه بيان مىكنند ، بهشت موعود