از اين اعضاء در هنگام بيمارى استدلال مىشود كه چگونه علت آن شناخته مىشود تا باقصاى آن منتهى گردد . سرجس اين كتاب را دوبارهء ترجمه كرده بود يكبار براى ثيادورى اسقف كرخ و بار ديگر براى مردى بنام يسع و بختيشوع بن جبريل از من در خواست كرد كه آن را تصفح و افتادگىها را اصلاح كنم و چنان كردم پس از آنكه او را از جودت و سهولت ترجمهء آن آگاه نمودم . و ناسخ جاهائى را كه من اصلاح كرده بودم در نيافت و باندازهء توانائى خود هريك از آن مواضع را دريافت لذا استقامت و صحت كتاب تا اين زمان ناتمام ماند . و من پيوسته بر اعادهء ترجمه آن همت مىگماشتم ولى كارهاى ديگر من را از آن باز مىداشت تا آنكه اسرايل بن زكريا معروف به طيفورى اعادهء ترجمهء آن را از من درخواست نمود لذا آن را ترجمه كردم و حبيش آن را براى احمد بن موسى به عربى ترجمه كرد .
16 - فى النبض
كتاب او « در نبض » . اين كتاب را جالينوس در شانزده مقاله قرار داده و آن را به چهار جزء كه هريك از آن اجزاء شامل چهار مقاله است تقسيم كرده است و جزء اول را به « فى اصناف النبض » عنوان ساخته و غرض او در آن اينست كه اجناس اوليه نبض و چگونگى آنها و كيفيت تقسيم هريك از اجناس بانواع تا بدورترين نوع را بيان كند . او در مقالهء اول از اين جزء خلاصهء آنچه را كه در توصيف اجناس و انواع نبض مورد نياز است پايه نهاده و در پايان آن در يك جا گرد كرده ولى سه مقاله باقى از اين جزء را جدا نهاده و به احتجاج و بحث از اجناس و انواع و تعريف نبض اختصاص داده است . بدين جهت است كه به خواندن مقالهء اول از اين جزء احتياج ضرورى هست درحالىكه به خواندن سه مقالهء ديگر چنين احتياجى نيست و بدين مناسبت براى خواننده چنين پيش مىآيد كه مقالهء اول از جزء اول را كه مىخواند از همهء آن جزء فقط بدان اكتفا مىكند و سپس شروع به خواندن جزء دوم آن كتاب مىنمايد . جالينوس اين مطلب را خود بيان كرده و بدين سبب كه ياد شد او مىخواسته كه آنچه را كه در دانستن اجناس و انواع نبض مورد نياز است در مقالهء اول گرد آورد . او جزء دوم را بهعنوان « در شناسائى نبض » ساخته و غرض او در آن اينست كه بيان كند كه چگونه هريك از اصناف نبض در هنگام لمس رگها دانسته مىشود