پانزدهم : آنكه توفيق يافتن به انجام اين دعا - يعنى دعا براى مولايمان و درخواست تعجيل در امر فرجش - را براى همهء مؤمنين و مؤمنات بخواهد ، زيرا پيشتر بيان داشتهايم كه همدلى و اتفاق مؤمنين در اين كار تأثير ويژهاى دارد ، چنانكه در روايت آمده . بنابراين هرگاه مؤمن مسألت كند كه مقدّمات مطلوب و هدفش فراهم و آسان گردد ، در جهت تحصيل آن كوشش به سزايى انجام داده است .
شانزدهم : اينكه از خداى - عزّ و جلّ - مسألت نمايد كه دين حق و اهل ايمان را بر همه ملل و اديان چيره و پيروز فرمايد ، زيرا كه اين امر - چنانكه وعده كرده - جز به ظهور مولايمان صاحب الزّمان عليه السّلام حاصل نمىگردد ، همانطور كه در كتاب « البرهان » آمده است . « 1 »
هفدهم : اينكه از خداوند - عزّ اسمه - درخواست نمايد كه از دشمنان دين و ستمكاران نسبت به خاندان حضرت سيد المرسلين - عليهم السّلام - انتقام بگيرد ، به جهت آنچه در خبر آمده كه اين امر با ظهور امام غايب از انظار و آخرين امامان بزرگوار انجام مىگردد .
هجدهم : اينكه بر آن حضرت درود بفرستد ، و منظورش درخواست رحمت ويژهاى از سوى خداوند باشد كه به آن زودتر شدن فرجش آسان شود . و اين از عبارتى كه در مورد درود فرستادن بر آن جناب و بر پدرانش عليهم السّلام روايت شده ، كه در « كامل الزيارات » و غير آن ذكر گرديده ، برمىآيد ، كه در زيارت حضرت رضا عليه السّلام پس از درود فرستادن بر يكايك امامان عليهم السّلام چنين مىخوانيم : « اللّهمّ صلّ على حجّتك و وليّك القآئم في خلقك صلاة تآمّة نامية باقية تعجّل بها فرجه و تنصره بها . . . »
خدايا ! بر حجّت و ولىّ خويش كه در ميان آفريدگانت به پا است ، درود فرست درود فرستادنى تمام ، و با افزايش و هميشگى كه به آن فرجش را زودتر برسانى و به آن پيروزش نمايى .
نوزدهم : اينكه تعجيل و زودرسى بر طرف شدن محنت از چهرهاش و زدودن غم و اندوه از قلب مقدّسش عليه السّلام را بخواهد ، زيرا كه اين از لوازم تسلّط آن حضرت و نابودى دشمنانش مىباشد .
بيستم : اينكه از خداى تعالى بخواهد كه در امر خونخواهى براى مولاى شهيد مظلوممان حضرت ابى عبد اللّه الحسين عليه السّلام تعجيل فرمايد ، زيرا كه اين در حقيقت دعا براى فرزندش حضرت حجّت عليه السّلام است كه خونخواه و انتقامگر از كشندگان آن حضرت است .
هامش
( 1 ) . البرهان ، 2 / 121 .