مجمل خواهد بود ، يعنى بين سكوت محض و آهسته خواندن مردّد مىباشد ؛ و شاهدى بر اين نيست كه سكوت همان معنى حقيقى باشد تا در صورت شك مقتضاى اصل [ حمل كردن هر لفظ بر معنى حقيقى خود ] اين باشد كه لفظ را بر آن حمل كنيم ؛ در نتيجه به اصل برائت از وجوب رجوع مىكنيم . و چنانچه إدّعا شود كه از لفظ إنصات ؛ معنى سكوت در ذهن تبادر مىكند ، إدّعايى بدون دليل است . و از اينجاست كه مىتوان وجوب سكوت در قرائت را بر مأمومى كه به امام جماعت جامع الشرايطى در نمازى كه بايد بلند خواند اقتدا نموده نيز ممنوع دانست ، و اجماعى كه از تنقيح حكايت شده هم آن را تأييد مىكند ، بلكه چند روايت بر عدم وجوب دلالت دارند ، از جمله :
در حديث صحيح ابو المغرا است كه گفت : در محضر امام ابو عبد اللّه صادق عليه السّلام شرفياب بودم پس حفص كلبى از آن جناب سؤال كرد و گفت : هرگاه به امام جماعتى اقتدا كرده باشم ، كه قرائت را بلند مىخواند آيا دعا كنم و استعاذه بنمايم ؟ فرمود : آرى ، دعا كن « 1 » .
و اينكه آن را بر پيش از شروع امام در قرائت ، و يا در صورتى كه مأموم قرائتش را نشنود حمل كنيم درست نيست ، زيرا كه خبر معارضى نيست كه موجب توجيه و حمل كردن اين روايت صحيح بر خلاف ظاهرش باشد .
و از جمله : خبر صحيحى است كه از زراره آمده از يكى از دو امام [ باقر و صادق عليهما السّلام ] كه فرمودند : هرگاه پشت سر امام جماعتى بودى كه مىتوانى به او اقتدا كنى پس انصات كن ، و پيش خودت تسبيح بگوى « 2 » . و اين دلالت دارد كه منظور از « إنصات » در آيه ، و خبر صحيحى كه در كلام مجلسى رحمه اللّه ياد گرديده ، بلند نخواندن است ، و گرنه امر نمىفرمود كه پيش خودت تسبيح بگوى ، و اينكه آن را تنها بر ذكر و يادآورى در دل حمل نماييم ، اضافه بر اينكه بعيد است نه داعى بر آن هست و نه شاهدى .
و از جمله : روايت ابو خديجه سالم بن مكرم از حضرت ابى عبد اللّه امام صادق عليه السّلام است كه فرمود : هرگاه امام جماعت عدّهاى بودى بر تو باد كه در دو ركعت اوّل نماز قرائت كنى ، و كسانى كه پشت سرت هستند بگويند : سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله إلّا اللّه و اللّه أكبر درحالىكه ايستاده باشند . . . « 3 » .
هامش
( 1 ) . من لا يحضره الفقيه ، 1 / 407 ، ح 1209 .
( 2 ) . اصول كافى ، 3 / 377 ، ح 3 .
( 3 ) . تهذيب ، 3 / 275 ، ح 120 .