حديث اوّل : چون معنايش آن است كه فرمودهء خداى تعالى :
يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ . . . .
مانع از آن است كه مردم را از آنچه تا روز قيامت واقع خواهد شد خبردار سازند ، زيرا كه آن حضرت عليه السّلام نفرمودند : اگر يك آيه در كتاب خدا نبود آنچه خواهد شد را مىدانستيم ، بلكه فرمود : اگر آن آيه نبود به شما خبر مىدادم از آنچه خواهد شد . و كلمهء « لو لا » دلالت مىكند بر ممتنع بودن جملهء فعليّه به سبب وجود جملهء اسميّهاى كه پس از « لو لا » واقع است ، و آن را « لو لا » ى امتناعيّه خوانند . و تحقيق سخن در اينجا اين است كه مقتضاى حكمت الهى آن است كه بسيارى از امور از بندگان مخفى بماند ، و قسمتى از آنها پس از مخفى شدن ظاهر گردد ، و بسيارى از تقديرات را متوقف بر وقوع يا عدم وقوع امورى قرار داده است ، و در اينگونه تقديرات است كه محو و اثبات راه مىيابد ، و خداوند از ازل دانسته است كه چه چيز را محو كند و چه چيز را ثبت نمايد ، و ام الكتاب نزد او است ، و آن لوح محفوظ مىباشد كه قلم به امر خداى - عزّ و جل - به تمامى آنچه مىشود و آنچنانكه واقع مىشود جارى گرديده است ، و به جهت حكمتهاى بسيار و مصالح متعددى وقوع محو و اثبات را به بندگان خبر داده است ، از جمله :
1 - راهنمايى كردن آنان به عموم قدرت و نفوذ مشيّت و إرادهء خود ، تا همچون يهود و زنادقه نگويند ؛ دست خداوند بسته است .
2 - اينكه ؛ نسبت به خداوند تعبّد كنند و به درگاهش تضرّع و زارى نمايند و دعا كنند تا به يكى از دو نيكى نايل آيند ، يعنى : يا در همين دنيا به مقاصدشان برسند چنانچه از امور موقوف باشد ، و يا به ثواب دعا و تعبّد و تضرّع در آخرت رسند چنانچه از امور حتمى و تخلّفناپذير باشد .
3 - بررسى عدّهاى و امتحان عدّهاى ديگر تا خداوند بدان را از خوبان جدا و متمايز كند ، و اين بررسى و امتحان گاهى در اصل باور داشتن محو و اثبات انجام مىشود ، كه عدهاى به آن ايمان مىآورند و عدهاى ديگر آن را إنكار مىنمايند ، چنانكه عدهاى از فلاسفهء زنديق پنداشتهاند ، و گاهى در تصديق كردن ائمهء اطهار و حجتهاى الهى بر عالميان واقع مىگردد ، در آنچه خبر دادهاند ، به اينكه بداء در آن واقع شود به جهت اينكه از امور موقوفى باشد كه محو و اثبات در آن جارى است ، پس مؤمنين آنها را تصديق كردهاند به خاطر اعتقادشان نسبت به آن و به راستگويى امامانشان عليهم السّلام . و مولايمان امام باقر عليه السّلام به اين معنى اشاره فرموده در حديث فضيل بن يسار كه در وجه چهارم گذشت ، آن را غنيمت شمرده ، به آن مراجعه كنيد . ولى معاندين آنان را تكذيب كرده و آنان را به إفترا بستن بر خداى - جلّ شأنه - در اين مورد نسبت دادهاند ، و چنين