تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكيال المكارم في فوائد دعاء للقائم ( ع ) ( مكيال المكارم در فوائد دعا براى حضرت قائم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
فتنه‌ها نجات نيابد مگر نومه . گفته شد : يا امير المؤمنين نومه چيست ؟ فرمود : كسى كه مردم را بشناسد ولى مردم او را نشناسند . و بدانيد كه زمين از حجت خدا خالى نمىماند ، ولى خداوند خلق خويش را به خاطر ستم و تجاوز و اسراف بر خودشان از ديدار او كور خواهد ساخت ، و اگر زمين يك ساعت از حجت خداوند خالى بماند اهل خود را فرو خواهد برد ، ولى حجت خداوند مردم را مىشناسد و آن‌ها او را نمىشناسند همچنان‌كه يوسف مردم را مىشناخت در حالى كه آن‌ها او را نمىشناختند « 1 » . و در همان كتاب نيز به سند خود آورده كه يكى از ياران امام ابو عبد اللّه صادق عليه السّلام بر آن حضرت وارد شد ، و عرضه داشت : فدايت گردم ؛ به خدا سوگند من تو را دوست مىدارم و هر كس تو را دوست دارد را دوست دارم ، اى سرور من چقدر شيعيان شما فراوانند ! آن حضرت عليه السّلام فرمود : آنان را بشمار . عرض كرد : بسيارند آن حضرت عليه السّلام فرمود : آن‌ها را مىتوانى بشمارى ؟ عرض كرد : آن‌ها از شمارش بيرونند . حضرت ابو عبد اللّه صادق عليه السّلام فرمود : ولى اگر آن شماره‌اى كه توصيف شده‌اند سيصد و ده و اندى تكميل گردد آنچه را مىخواهند انجام خواهد شد ، امّا شيعهء ما كسى است كه صدايش از بناگوش تجاوز نكند و ناراحتىهاى درونىاش از بدنش آشكار نگردد ، و با دشمن ما دوستى ننمايد ، و دوستدار ما را دشمن ندارد . عرضه داشتم : پس با اين شيعيان مختلفى كه دعوى تشيّع دارند چه كنم ؟ فرمود : تمييز داده خواهند شد ، و بررسى خواهند شد ، و تبديل خواهند يافت ، ساليانى بر آن‌ها خواهد آمد كه از ميانشان ببرد و شمشيرى آن‌ها را مىكشد و اختلافى پراكنده‌شان مىكند ، شيعهء ما تنها كسى است كه همچون سگ زوزه نكشد و بسان كلاغ طمع نورزد ، و اگر از گرسنگى بميرد از مردم گدايى نكند . عرض كردم : فدايت شوم ؛ چنين كسانى را با اين اوصاف كجا بجويم ؟ فرمود : در اطراف زمين آن‌ها را بجوى ، آنان كسانى هستند كه زندگيشان به سختى مىگذرد ، و خانه‌بدوشند كه چنانچه در جايى حضور يابند شناخته نشوند ، و هرگاه غايب باشند كسى جستجويشان نكند و اگر بيمار شوند عيادت نشوند ، و چنانچه خواستگارى كنند همسرشان ندهند ، و هرگاه بميرند [ مردم ] بر جنازهء آن‌ها حاضر نگردند ، آنانند كه با اموالشان مواسات كنند و در قبرهايشان يكديگر را ديدار نمايند ، و نظرهايشان باهم اختلاف ندارد هرچند كه شهرهاىشان مختلف است . « 2 »
هامش
( 1 ) . غيبت نعمانى ، 70 . ( 2 ) . غيبت نعمانى ، 107 .