يُوصَلَ
« 1 » ؛ آنان كه آنچه را خداوند به پيوستنش دستور فرموده مىپيوندند . سؤال شد ، آن حضرت فرمود :
اين صلهء امام است در هر سال به كم يا زياد . سپس امام صادق عليه السّلام فرمود : و منظورم از اين كار جز تزكيهء شما چيزى نيست . « 2 »
و از امالى شيخ صدوق به سند خود از حضرت ابى عبد اللّه امام صادق عليه السّلام از پدرانش عليهم السّلام روايت است كه : رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : هركس يكى از اهل بيت مرا در اين سراى دنيا با يك قيراط صله نمايد ، روز قيامت با يك قنطار او را پاداش خواهم داد . « 3 »
توضيح : در مجمع البحرين گويد : قيراط نيم دانگ است ، و از بعضى از اهل حساب نقل شده كه قيراط در لغت يونان دانهء خرنوب است و اصل آن قرّاط به تشديد است ، چون جمع آن قراريط مىباشد ، پس [ راء به ياء ] بدل شده است . « 4 »
و در قاموس آمده : قيراط و قرّاط - به كسر هر دو - وزنش در بلاد مختلف است ، در مكه يك چهارم از يك ششم دينار است و در عراق نصف يك دهم دينار .
و در نهايه گويد : قيراط جزيى از اجزاء دينار است و آن در بيشتر بلاد نصف يك درهم دينار است ، و اهل شام آن را يك جزء از بيست و چهار جزء مىشمارند .
و در قاموس گفته : قنطار ، وزن چهل اوقيه از طلا ، يا هزار و دويست دينار ، يا هزار و دويست اوقيه ، يا هفتاد هزار دينار ، يا هشتاد هزار درهم ، يا صد رطل از طلا يا نقره ، يا يك پوست گاو پر از طلا يا نقره مىباشد .
و در مجمع البحرين آمده : در تفسير آن ( - قنطار ) گفته شده : آن هزار و دويست اوقيه است ، و به قولى : صد و بيست رطل ، و به قولى : يك پوست گاو پر از طلا است و به قولى ، نزد عرب آن را وزنى نيست .
و از تغلب نقل شده كه : آنچه نزد بيشتر عربها معمول است چهار هزار دينار است ، و هرگاه بگويند : قناطر مقنطرة ، دوازده هزار دينار است ، و به قولى : هشتار هزار است ، و مقنطره يعنى تكميل شده ، چنانكه گويى : بدرة مبدّرة و ألف مؤلّف ، يعنى تامّ .
هامش
( 1 ) . سوره رعد ، آيه 21 .
( 2 ) . بحار الانوار ، 96 / 216 ، ح 5 و تفسير عياشى ، 2 / 9 ، 2 ، ح 34 .
( 3 ) . امالى ، شيخ صدوق / 240 .
( 4 ) . مجمع البحرين ، طريحى / 340 . ماده قرط .