هركس از ايشان روى گرداند از خدا روى گردانيده است ، از همين روى خداوند - جلّ شأنه - فرموده :
إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوْفى بِما عاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً
« 1 » ؛ به درستى ، كسانى كه با تو بيعت مىكنند در حقيقت با خداوند بيعت مىكنند ، دست خدا بر روى دست آنان است ، پس از آن هركس بيعت را نقض نمايد در حقيقت بر زيان و هلاك خويش إقدام كرده و هر آنكه با خداوند عهد بسته وفادار بماند خداوند او را پاداش بزرگى خواهد داد . در اين آيهء شريفه نيز دلالت بر اين است كه منظور از بيعت و مبايعه همان عهد مؤكّد و پيمان شديد با خدا و رسول او است ، و به وفاكنندگان آن عهد و پيمان وعده فرموده كه پاداش بزرگى به آنان خواهد داد .
و اين بيعت به دو امر تحقّق مىيابد :
يكى : تصميم قلبى محكم و ثابت بر اطاعت امر امام عليه السّلام و يارى كردن او با نثار جان و مال ، چنانكه در آيهء شريفه فرمود : ( خداوند از مؤمنين جانها و اموالشان را خريدارى فرمود . . . ) كه بر فروشنده واجب است آنچه را فروخته هرگاه خريدار از او مطالبه نمايد به او تسليم كند ، و بىهيچ تأملى و تعلّلى آن را تحويل دهد ، و آنچه دل بر آن بسته آشكار سازد .
دوم : آنچه در باطن قصد نموده و دل بر آن نهاده همزمان با بيعت به وسيلهء زبان ، اظهار نمايد ، و بدين ترتيب بيعت انجام مىشود ، همچنانكه عقد بيع ( - فروش ) در ساير امور تحقق نمىيابد مگر به دو چيز : يكى : قصد إنشاء و تصميم به ايجاد آن معامله مطابق آنچه فروشنده و خريدار در نظر دارند . دوم : به زبان آوردن آنچه آن دو ، دل بر آن بستهاند و به اين دو اصل ، فروش تحقق مىيابد .
گاهى بيعت در مورد دست به دست هم زدن نيز به كار مىرود ، چنانكه در بعضى از اوقات بين عربها مرسوم و متداول بوده كه پس از تمام شدن بيع يا بيعت دست به هم مىدادند ، و اين اطلاق از فرمودهء خداى تعالى : ( كسانى كه با تو بيعت مىكنند ، در حقيقت با خداوند بيعت كردهاند دست خدا بر روى دست آنان است ) استفاده مىشود ، چون لفظ ( يد - دست ) بر آن دلالت دارد ، اضافه بر اينكه آوردهاند كه اصحاب با دست زدن به دست رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله با آن حضرت بيعت مىكردند .
و در كتاب احتجاج در قضيهء وادار كردن مولايمان امير المؤمنين عليه السّلام بر بيعت با اوّلين غصب كنندهء خلافت - لعنه اللّه - آمده كه : سپس دست آن حضرت [ امير المؤمنين عليه السّلام ] را كشيدند در حالى
هامش
( 1 ) . سورهء فتح ، آيهء 10 .