فرمود : و امّا حق كسى كه نسبت به تو نيكى و احسانى نموده ، آن است كه او را سپاس بگزارى و كار خوبش را يادآور شوى و با سخن نيك او را در ميان مردم معرفى كنى و دعاى خالصانه بين خود و خداى خود در حق او بنمايى ، پس اگر اين كار را كردى ، تشكر از او را پنهانى و آشكارا به جاى آورده باشى و اگر روزى توانستى عملا كار نيكش را با نيكى تلافى كنى ، اين كار را انجام ده . « 1 »
البته ما قسمتى از حقوق و مراحم آن حضرت را در بخشهاى سوم و چهارم اين كتاب مبارك بيان داشتيم ، به آنجا مراجعه كن تا سينهات فراخ گردد و حالت صلاح يابد . و نيز بر اين مقصود دلالت دارد آنچه در شواهد لزوم محبوب نمودن آن بزرگوار در ميان مردم آورديم و آنچه در فضيلت دعوت كردن مردم به سوى آن جناب ان شاء اللّه تعالى خواهد آمد . و نيز گواه بر اين است آنچه از روايات خواهد آمد ، مبنى بر اينكه هنگام بروز بدعتها بر عالم واجب است كه علم خويش را آشكار سازد و همچنين شاهد بر اين است تمام آنچه در ترغيب و تشويق بر ذكر خداى تعالى وارد گرديده ، زيرا كه ياد آن حضرت عليهم السّلام از مصاديق ياد خداوند است ، چنانكه در روايت آمده و در وظيفهء نهم خواهد آمد ، ان شاء اللّه .
هشتم : اندوهگين بودن مؤمن از فراق آن حضرت عليه السّلام
اينكه مؤمن از فراق و دور ماندن از آن حضرت اندوهگين و مهموم باشد و اين از نشانههاى دوستى و اشتياق به آن حضرت است . و در ديوان منسوب به سرور و سالارمان حضرت امير المؤمنين - عليه الصلاة و السلام - در بيان دلايل و نشانههاى دوستى راستين چنين آمده :
و من الدّلائل أن يرى من شوقه * مثل السّقيم و في الفؤاد غلآئل
و من الدّلائل أن يرى من أنسه * مستوحشا من كلّ ما هو شاغل
و من الدّلائل ضحكه بين الورى * و القلب محزون كقلب الثّاكل
و از نشانهها ، اين است كه از شدّت شوقش همچون بيمارى ديده شود كه دلش از شدّت درد مىجوشد .
و از نشانهها ، اين است كه از فرط انس گرفتن با محبوب ديده شود كه از هرچه او را از وى مشغول مىدارد وحشت كند [ و گريزان باشد ] .
و از نشانهها ، خنديدنش در ميان مردم است ، درحالىكه دلش مالامال از اندوه است همچون زن جوان از دست داده .
هامش
( 1 ) . مكارم الاخلاق ، 422 ، باب 12 .