است كه در مورد تشويق و ترغيب يادآورى فضايل ائمهء معصومين عليهم السّلام وارد شده است ، از جمله : در اصول كافى از حضرت ابى عبد اللّه صادق عليه السّلام روايت شده كه فرمود : همانا وظيفهء جمعى از فرشتگان آسمان اين است كه نگاه مىكنند بر يك و دو و سه نفرى ، درحالىكه آنان دربارهء فضيلت آل محمد عليهم السّلام به گفتگو نشستهاند ، پس فرشتهاى به فرشتگان ديگر مىگويد : آيا نمىبينيد اينان را با همه كمى تعدادشان و بسيارى دشمنانشان فضائل آل محمد عليهم السّلام را بيان مىكنند ! آنگاه گروه ديگرى از فرشتگان مىگويند :
ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ؛
اين فضل خداوند است كه به هركس بخواهد مىدهد و خداوند داراى فضل عظيم است . « 1 » « 2 »
و در همان كتاب به سند خود ، از ميسر ، از حضرت ابى جعفر باقر عليه السّلام آورده كه گفت : امام باقر عليه السّلام به من فرمود : آيا باهم خلوت مىكنيد [ و دور از چشم دشمنان مىنشينيد ] و براى هم حديث مىگوييد و آنچه معتقد هستيد ، براى هم بازگو مىنماييد ؟ عرضه داشتم : آرى . به خدا سوگند ! ما باهم در خلوت مىنشينيم و براى هم حديث مىگوييم و آنچه معتقديم ، براى هم باز مىگوييم . امام باقر عليه السّلام فرمود : به خدا سوگند ! كه من دوست داشتم در بعضى از آنجاها با شما مىبودم ، به خدا سوگند ! كه من بوى شما و جانهاى شما را دوست مىدارم و البته شما بر دين خداوند و دين فرشتگان او هستيد ، پس با پرهيز از گناه و جديت در امر دين [ ما را ] يارى كنيد . « 3 »
و در همان كتاب از حضرت ابو الحسن موسى بن جعفر عليه السّلام آمده كه فرمود : هيچ چيز بر ابليس و لشكريانش دشوارتر نيست از اينكه برادران ايمانى با يكديگر ديدار كنند و همانا دو مؤمن با يكديگر ديدار مىنمايند كه به ياد خدا باشند ، آنگاه فضايل ما را يادآورى كنند ، در اين حال گوشت سالمى بر صورت ابليس باقى نمىماند ، تا جايى كه روح پليدش به التماس مىافتد از فرط آنكه درد مىكشد ، پس فرشتگان آسمان و گنجوران بهشت متوجه مىشوند و او را لعنت مىكنند ، تا اينكه هيچ فرشتهء مقرّبى باقى نماند ، مگر اينكه بر او لعنت فرستد ، كه زبون و با حسرت و مردود مىافتد . « 4 »
و نيز بر اين مطلب دلالت مىكند ، رواياتى كه در مورد تلافى كردن كسى كه به تو احسانى نموده به وسيلهء ياد نيكو وارد شده ، مانند فرمودهء مولايمان حضرت سيّد العابدين عليه السّلام در رسالة الحقوق كه در « مكارم الاخلاق » و « تحف العقول » و كتابهاى ديگر آمده كه حضرت سجّاد عليه السّلام
هامش
( 1 ) . سورهء جمعه ، آيهء 4 .
( 2 ) . روضه كافى ، 334 ح 521 .
( 3 ) . اصول كافى ، 2 / 187 ح 5 .
( 4 ) . اصول كافى ، 2 / 188 ح 7 .