شوم ! امام صادق عليه السّلام فرمود : همانا من آن مجالس را دوست مىدارم ، پس امر ما را احيا كنيد . اى فضيل ! خداوند رحمت كند كسى كه امر ما را احيا نمايد . « 1 »
و نيز شاهد بر آنچه گفتيم ، تمامى رواياتى است كه در مورد تشويق و ترغيب بر حضور و شركت در مجالس ذكر رسيده ، مانند فرمودهء پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله : در باغهاى بهشت بگرديد . عرضه داشتند : اى رسول خدا ! باغهاى بهشت چيست ؟ فرمود : مجالس ذكر . و فرمايش آن حضرت در حديث ديگر كه : همانا خداوند كسى را كه در مجلس اهل ذكر مىنشيند ، مىآمرزد و او را از آنچه مىترسد ، ايمن مىدارد . پس فرشتگان گويند : [ پروردگارا ! ] فلانى در ميان آنان است و او تو را ياد نكرد ، خداوند مىفرمايد : او را به خاطر همنشينى با آنان آمرزيدم ، زيرا كه يادكنندگان حق چنين هستند كه همنشين ايشان از جهت آنها بدبخت نگردد .
اين دو حديث را شيخ احمد بن فهد رحمه اللّه در كتاب « عدّة الداعى » روايت كرده . « 2 » وجه شاهد بودن اين دو حديث بر مطلب مورد بحث اينكه : ياد آن حضرت و ياد پدرانش عليهم السّلام ياد خداى - عزّ و جلّ - مىباشد ، از جهت روايتى كه شيخ محمد بن يعقوب كلينى رحمه اللّه در كافى از حضرت امام صادق عليه السّلام آورده كه فرمود : هر جمعى در مجلسى حضور يابند و خداوند - عزّ و جلّ - را ياد نكنند و از ما ياد ننمايند ، آن مجلس مايهء حسرت آنها در روز قيامت خواهد بود . سپس فرمود : حضرت ابو جعفر باقر عليه السّلام فرموده : همانا ياد ما از [ مصاديق ] ياد خداوند است و ياد دشمنان از [ مصاديق ] ياد شيطان مىباشد . « 3 »
و نيز بر اين مطلب دلالت مىكند آنچه در وسائل و غير آن از عبّاد بن كثير روايت گرديده ، كه گفت به امام صادق عليه السّلام عرضه داشتم : داستانسرايى را ديدم كه در حال قصّه گفتن چنين مىگفت : اين مجلسى است كه هركس در آن بنشيند ، بدبخت نمىشود . امام صادق عليه السّلام فرمود :
به هيچ وجه . نشيمنگاههايشان خطا كرده ، « 4 » خداوند را فرشتگانى است كه گشت مىزنند ، به غير
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، 44 / 282 .
( 2 ) . عدّة الداعى ، 238 ح 17 و مستدرك الوسائل ، 1 / 400 ، ح 2 .
( 3 ) . اصول كافى ، 2 / 496 ح 2 .
( 4 ) . اين افراد پنداشتهاند كه هر جايى بنشينند و سخن هركس را بشنوند ، پسنديده است و بين مجلس پند و اندرز و شناخت زندگانى بزرگان دين با نشستن در مجالس داستانسرايان و خيالپردازان و بيهودهگويان را اشتباه كردهاند ، چنانكه :آن يكى در وقت استنجا بگفت * كه مرا با بوى جنّت دار جفت
گفت شيخى ! خوب ورد آوردهاى * ليك سوراخ دعا گم كردهاىادامه در صفحه بعد