خدايا ! و ما را يارى فرماى به وسيلهء چيزى كه به آن ، توجّه به دنيا را از دلهايمان بيرون كنى و از افتادن به پستى آن ، ما را نگهدارى و آنچه از دنيا بر زندگى ما ساخته شده ، منهدم سازى و جام تسلّى يافتن از آن را ، به ما بنوشانى ، تا اينكه ما را براى عبادتت خالص گردانى و ميراث دوستانت را به ما بسپارى ، دوستانى كه منزلگاههايى تا به مقصد خودت ، برايشان قرار دادى و وحشت آنان را با انس گرفتن با خويش زايل نمودى ، تا اينكه به تو رسيدند .
خدايا ! و چنانچه يكى از هواهاى دنيوى يا فتنهاى از فتنههاى آن ، به دلهاى ما بسته شده است ، تا ما را از تو جدا ساخته ، يا از خشنودىات ما را بازداشته ، يا از پاسخگويى تو محروممان نموده است ، پس اى خدا ! هر رشته از رشتههاى دنيا كه ما را از اطاعتت كنار كشيده و دلهايمان را از انجام فرايض تو منحرف ساخته ، آن را قطع كن و به جاى آن ، جرعهء تسلّى و صبر به ما بچشان ، كه ما را به كنار درياى بخششت برساند و با خشنودىات ما را پيش برد ، كه اين امر به دست تو است .
خدايا ! و ما را با احكام خويش بر خودمان مسلّط گردان ، تا اينكه رنج گناهان را از ما كنار زنى و هوسهايمان را از اينكه مورد مشورت قرار گيرند ، سركوب كن و پيروى از آثار محمد و آل او - كه سلام بر او و آنان باد - و پيوستن به آنان را به ما عنايت كن ، تا آنكه دين پرچمهايش را برافرازد ( تا آنكه پرچمهايى براى دين برافرازى ) به طلب روزى كه نزد تو است .
خدايا ! بر ما منّت بگذار كه از آثار پيشينيانمان پيروى كنيم و ما را بهترين پيشگامانى از پيروانشان قرار ده ، كه تو بر هر چيز توانايى و اين بر تو آسان است و تو مهربانترين مهربانانى ! و درود خداوند بر آقايمان حضرت محمد و خاندان پاك پاكيزهء نيكوى او باد و سلام خاصّ خداوند بر آنان باد .
5 - دعاى ندبه
از جمله دعاهاى ارزندهاى كه در اين باب روايت شده دعاى ندبه است ، كه در كتاب « زاد المعاد » « 1 » به حذف سند ، از ششمين امامان معصوم عليهم السّلام روايت گرديده و خواندن آن در چهار عيد - جمعه و فطر و قربان و غدير - تأكيد شده است .
و در « مزار بحار » « 2 » آن را از سيد بن طاووس ، از بعضى علماى ما روايت آورده ، كه گفت : محمد بن على بن ابى قرّه گويد : دعاى ندبه را از كتاب محمد بن الحسين بن سفيان بزوفرى نقل نمودم و يادآور شده كه اين دعا براى صاحب الزمان - صلوات اللّه عليه - است و مستحبّ است كه در عيدهاى چهارگانه اين دعا خوانده شود .
هامش
( 1 ) . زاد المعاد ، 491 - 504 .
( 2 ) . بحار الانوار ، 102 / 110 - 104 .