پسر نعمان ! همانا هركه عليه ما حديثى روايت كند ، از كسانى است كه به عمد ما را كشته و به خطا نكشته است . . . تا اينكه فرمود : اى پسر نعمان ! عالم نمىتواند تو را خبر دهد به تمام آنچه مىداند ، زيرا كه آن سرّ الهى است كه خداوند به عنوان راز به جبرئيل گفته ، و جبرئيل راز آن را به محمد صلّى اللّه عليه و إله گفته ، و محمد به على و على به حسن و حسن به حسين و حسين به على و على به محمد و محمد ( عليهم السّلام ) به من سپرده است و من به آنكه خواهم سپرد ، راز به يكديگر سپردهاند ، پس عجله نكنيد ، به خدا قسم اين امر سه مرتبه نزديك شد پس آن را شايع كرديد و خداوند آن را به تأخير انداخت ، به خدا ! سرّى نداريد مگر اينكه دشمنانتان به آن از شما آگاهترند .
اى پسر نعمان ! خودت را حفظ كن كه مرا نافرمانى كردى ، سرّ مرا فاش مكن ، همانا مغيرة بن سعيد بر پدرم دروغ گفت و سرّ او را فاش كرد ، پس خداوند حرارت آهن را بر او چشانيد ، و ابو الخطّاب بر من دروغ بست و سرّ مرا فاش كرد ، پس خداوند حرارت آهن را به او چشانيد ، و هركس امر ما را پوشيده بدارد خداوند او را به وسيلهء آن در دنيا و آخرت زينت بخشد و قسمتش را خواهد داد ، و او را از حرارت آهن و تنگى زندانها حفظ خواهد كرد .
بنى اسرائيل دچار قحطى شدند تا جايى كه حيوانات و فرزندانشان هلاك گشتند ، پس موسى بن عمران به درگاه خداوند دعا كرد ، خداوند فرمود : اى موسى ! اينها زنا و ربا را آشكار كردند و كليساها را معمور و زكات را تضييع نمودند . موسى گفت : خدايا ! به رحمت خود بر آنها مهر بورز كه تعقل ندارند . پس خداوند به او وحى فرمود : من باران خواهم فرستاد و پس از چهل روز آنان را آزمايش خواهم كرد . پس اين معنى را شايع و افشا كردند ، باران چهل سال از آنها قطع شد ، شما هم امرتان نزديك شد ، پس آن را در مجالستان شايع نموديد . . . تا اينكه امام صادق عليه السّلام فرمود : اى پسر نعمان ! هيچ بندهاى مؤمن نخواهد بود تا اينكه در او سه سنّت باشد : سنّتى از خداوند ، و سنّتى از رسول او ، و سنّتى از امام .
امّا سنّتى كه از خداى - عزّ و جلّ - بايد داشته باشد ، اينكه بايد اسرار را كتمان نمايد ، خداوند جلّ ذكره مىفرمايد :
عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً ؛
« 1 » او است داناى غيب ، پس احدى را بر غيب خويش آگاه نسازد . . . .
و امّا صفتى كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله بايد دارا باشد ، اينكه با مردم به رفتار و اخلاق اسلامى مدارا كند .
هامش
( 1 ) . سوره جن ، آيه 26 .