دو با دعا براى تعجيل فرج و ظهور مولايمان صاحب الزمان عليه السّلام حاصل مىگردد ، كه خداى قادر منتقم از هرسلطانى قدرتمندتر ، و انتقامگيرندهء از هرظالم و ستمگر است . زيرا كه با اخبار متواترى دانستهايم كه خداوند قادر متعال مولاى ما صاحب الامر عليه السّلام را براى اين خونخواهى ذخيره نموده است . پس بر ما لازم است كه شبوروز به درگاه الهى تضرع و استغاثه كنيم كه ظهور و فرج آن حضرت را تعجيل فرمايد تا خونخواهى نمايد و از جباران كافر انتقام بگيرد ، زيرا كه در زمان غيبت آن حضرت راه ديگرى بهجز اين قسم از خونخواهى نداريم .
و اما داخل بودن اين دعا در قسم چهارم خونخواهى ، چنانكه در مكرمت بيست و دوم بيان كرديم كه اهتمام مؤمنين به دعا براى تعجيل فرج و ظهور مولى صاحب الزمان عليه السّلام از اسباب جلو افتادن فرج و ظهور آن حضرت مىباشد ، پس دعا براى اين جهت در امر گرفتن خونبهاى امامان عليهم السّلام كمك آن حضرت است .
و بر آنچه ذكر گرديد ارشاد مىكند ، مطالبى كه در توقيع شريف به شيخ مفيد آمده كه : اگر شيعيان ما - كه خداوند آنان را به اطاعتش توفيق دهد - در وفا به عهد و پيمانى كه بر آنان هست يكدل بودند ، هرآينه ميمنت ديدار ما از ايشان به تأخير نمىافتاد و سعادت ديدار ما زودتر به آنان مىرسيد ، با حق معرفت و درستى شناخت نسبت به ما ، پس مانع ما از آنها جز امور ناخوشايندى كه از آنان به ما مىرسد و برايشان نمىپسنديم نيست . « و اللّه المستعان و هو حسبنا و نعم الوكيل » . « 1 »
و نيز مؤيّد آنچه گفتيم خوابى است كه براى يكى از بانوان شايسته و مورد اعتماد از نزديكان ما در همين روزها اتفاق افتاده كه به خاطر تسلط كفار بر بلاد اسلام همّوغم ، خاصّ و عام را فرا گرفته است . حاصل آن خواب اينكه : شنيده است شخصى مىگويد : اگر مؤمن پس از نمازهايش در دعا براى تعجيل ظهور مولايش مواظبت مىكرد ، همچنانكه در دعا براى خودش - هرگاه مريض يا قرضدار باشد - مواظبت دارد ، بهطورىكه فراق آن حضرت عليه السّلام مايهء اندوه و غصهء او و موجب دلشكستگى و پريشانى و ناراحتى او باشد ، در آنصورت دعايش سبب يكى از دو امر مىشود : يا مولايش زودتر ظهور مىكند ، و يا اينكه حزن و اندوهش مبدّل به سرور مىگردد و محنتها و ناراحتىها بر طرف شده و از بلاها و فتنهها نجات مىيابد .
هامش
( 1 ) . احتجاج : 2 / 325 .