3 - و از آن حضرت عليه السّلام آمده كه فرمود : هركس به حوض من ايمان نياورد خداوند او را بر حوضم وارد نسازد و هرآنكه به شفاعت من ايمان نياورد ، خداوند او را به شفاعت من نايل ننمايد . سپس فرمود : البته شفاعتم براى اهل گناهان كبيره از امّتم مىباشد ، امّا نيكوكاران بر آنها باكى نيست . « 1 »
مىگويم : منظور از شفاعت در اين حديث : درخواست عفو و بخشش نسبت به بدكاران است نه اينكه شفاعت منحصر در آن باشد .
4 - و از آن حضرت عليه السّلام مروى است كه : من شفاعتكننده براى امّتم نزد پروردگارم در قيامت هستم . « 2 »
5 - و نيز از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله است كه : هرگاه در مقام محمود بپاخيزم ، براى صاحبان كبيره از امّتم شفاعت مىكنم . پس خداوند در حقّ آنها به من شفاعت مىدهد ، به خدا قسم دربارهء كسى كه ذريّهام را اذيت كرده باشد شفاعت نكنم . « 3 »
6 - در حديثى آمده : غلامى مربوط به همسر على بن الحسين عليهما السلام به نام ابو ايمن بر حضرت امام محمد باقر عليه السّلام وارد شد و عرض كرد : اى ابو جعفر مردم را فريب مىدهيد و مىگوييد :
شفاعت محمد صلّى اللّه عليه و إله ! پس حضرت ابو جعفر عليه السّلام غضبناك شد بهطورىكه صورتش متغيّر گشت .
سپس فرمود : خدايت بيامرزد اى ابو ايمن ، آيا پاكى شكم و عفّت فرجت ، تو را مغرور ساخته ! به خدا سوگند ! اگر صحنههاى ترسناك قيامت را ببينى محتاج شفاعت محمد صلّى اللّه عليه و إله خواهى بود . واى بر تو ! آيا جز براى كسى كه آتش بر او واجب شده شفاعت مىكند ؟ آنگاه فرمود : هيچكس از اوّلين و آخرين نيست مگر اينكه روز قيامت به شفاعت محمد صلّى اللّه عليه و إله محتاج باشد . پس از آن فرمود : رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله را شفاعت دربارهء اهلش مىباشد ، و براى ما شفاعت دربارهء شيعيانمان است ، و براى شيعيانمان شفاعت در خاندانشان هست . آنگاه فرمود : و هرآينه مؤمن در حق همچون ربيعه و مضر ( دو قبيله پرجمعيت عرب ) شفاعت خواهد كرد ، و مؤمن حتى براى خادمش هم شفاعت مىكند و مىگويد : پروردگارا ! حقّ خدمتم ، او از گرما و سرما مرا حفظ مىنمود . « 4 »
هامش
( 1 ) . بحار الانوار : 8 / 34 .
( 2 ) . بحار الانوار : 8 / 34 .
( 3 ) . بحار الانوار : 8 / 37 .
( 4 ) . محاسن : 183 .