بازگو نماييد كه با حديث دلهاى زنگارگرفته جلا مىيابد ، و با حديث گفتن ، امر ما احيا مىشود و هركه امر ما را احيا كند خدايش بيامرزد . « 1 »
6 - رنجش و وحشت شيطان
دعا كردن براى تعجيل فرج ، مايهء آشفتگى و ناراحتى شيطان لعين و دورى او از دعاكننده مىشود . دليل بر اين مدّعا بر دو وجه است :
اول ، دليل عقل : توضيح اينكه بدون ترديد اين عمل شريف عبادت ارزندهاى است كه - چنانكه ان شاء اللّه خواهد آمد - موجب كمال ايمان و تقرب به درگاه پروردگار سبحان است ، و پرواضح است كه هرچه مؤمن به درگاه خداوند نزديكتر شود شيطان از او دور تر و بيزارتر مىگردد ، زيرا هرچيزى كه در اين عالم هست به سنخ و جنس خودش تمايل دارد .
بارى ؛ انسان هراندازه در مراتب عبادت و اطاعت كاملتر شود و در كسب اخلاق و صفات پسنديده بيشتر كوشد ، به عالم ملكوت نزديكتر گردد ، و براى او حقايق بسيارى كشف شود .
لذا در حديث آمده : اگر شياطين اطراف دلهاى بنى آدم نمىگشتند ، آنها ملكوت آسمان را مىنگريستند . « 2 »
و همينطور از وسوسههاى شيطانى و هوسهاى نفسانى و شهوتهاى حيوانى دور گشته و از موارد هلاكت فاصله گرفته تا به درجهاى برسد كه در حديث قدسى از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه خداوند متعال فرمود : هيچ بندهاى به من تقرّب نمىجويد به چيزى كه خوشايندتر از واجباتى باشد كه بر او فرض كردهام ، و او به وسيلهء بجاى آوردن نافله به من تقرّب مىجويد تا آنجا كه او را دوست بدارم . وقتى او را دوست داشتم گوش او خواهم شد كه به آن مىشنود ، و چشم او كه به آن مىبيند ، و زبان او كه به آن نطق مىكند ، و دست او كه به آن تلاش مىنمايد . اگر از من مسألت كند به او مىدهم و هرگاه مرا بخواند اجابتش نمايم . « 3 »
مىگويم : در توضيح اين حديث شريف دو وجه به نظر مىرسد :
1 - اينكه وقتى بنده به آن درجهء و الا و مرتبهء اعلى نايل گشت ، ديگر هيچ هدفى جز خداى متعال نخواهد داشت و غير از او همهچيز را فراموش خواهد كرد ، گوش و چشم و زبان بهطور مثال است ، يعنى : چيزى جز خدا نخواهد ، پس خدا گوش او و خدا چشم او و . . . خواهد بود .
هامش
( 1 ) . لئالى الاخبار : 2 / 251 .
( 2 ) . بحار الانوار : 70 / 59 .
( 3 ) . كافى : 2 / 352 .