متذكّر شديم - . و نيز رواياتى كه دربارهء فضيلت اظهار محبّت امير مؤمنان على عليه السّلام به زبان وارد شده بر اين معنى هم دلالت دارد ، چونكه منظور ابراز محبّت قلبى است ، و بدون ترديد دعا كردن براى تعجيل فرج از مصاديق حتمى اين عنوان مىباشد ، چنانكه توضيح آن خواهد آمد .
اين بيت كه يكى از اهل عرفان سروده مناسب اينجا است :
عباراتنا شتّى و حسنك واحد * و كلّ إلى ذاك الجمال يشير
عبارتهاى ما گوناگون و حسن تو يكى است ، و هركدام از آنها به آن جمال اشاره مىكند .
البته منظور آن است كه او در جهات حسن يكتا است ، نه اينكه حسن او در يك جهت منحصر است . اين نكته را بدان و اين فايده را مغتنم شمار .
و نيز از دلايل فضيلت اظهار محبّت به زبان ، رواياتى است كه در آداب معاشرت با برادران دينى وارد شده ، در حديث صحيحى در كتاب كافى از امام صادق عليه السّلام آمده كه هشام بن سالم فرمود : اگر كسى را دوست داشتى او را از اين امر مطّلع ساز كه دوستى بين شما را محكمتر مىگرداند . « 1 »
و نيز در حديث صحيحى - به اصطلاح قدما - از نصر بن قابوس الجليل آمده كه گفت : امام صادق عليه السّلام به من فرمود : اگر كسى از برادرانت را دوست داشتى او را از اين امر باخبر كن . كه حضرت ابراهيم عليه السّلام گفت : پروردگارا ! به من بنمايان چگونه مردگان را زنده مىكنى . [ خداوند ] فرمود : مگر ايمان نياوردهاى ؟ گفت : چرا ولى براى اينكه دلم اطمينان يابد [ اين درخواست را مىكنم ] . « 2 »
مجلسى در كتاب مرآة العقول در شرح اين حديث گفته : و اين حديث با روايتى كه در كتاب عيون اخبار الرضا در تفسير آيه وارد شده كاملا منطبق است ، و مراد آن است كه دلم بر دوستى و خليل قرار دادن من اطمينان يابد . « 3 »
مىگويم : منظور از آگاه ساختن و مطلع نمودن برادر دينى از محبّت ، هركارى كه دلالت بر آن دارد مىباشد ، نه با زبان تنها . شاهد بر اين معنى آن است كه : ابراهيم عليه السّلام اجابت دعاى خويش را علامت خليلگرفتنش از سوى خداوند قرار داد . بنابراين اهتمام ورزيدن به دعا براى تعجيل
هامش
( 1 ) . كافى : 2 / 644 .
( 2 ) . كافى : 2 / 644 ، و اين قسمت آيهاى است از قرآن مجيد ، سوره بقره ، آيه 260 :رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى قالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي .( 3 ) . مرآة العقول : 12 / 539 .