دليل بر اين مطلب ، علاوهبراينكه روش اهل محبّت است ، روايتى است كه در اوّل حرف « الف » در همين بخش از امام صادق عليه السّلام آورديم ، ديگر اعاده نمىكنيم .
2 - هدم بناهاى كفر و شقاق و نفاق
از جمله موجبات دعا كردن براى آن حضرت مىباشد ، زيرا كه از لوازم بغض دشمنان است كه در بحث ولايت ، وجوب آن را بيان داشتيم .
دليل بر اينكه مولى صاحب الزمان - عجّل اللّه فرجه الشريف - دستور تخريب و ويرانسازى بناهاى اهل كفر و سركشان و منافقان را صادر مىكند ، چند دعا و روايت است . از جمله :
1 - در دعاى ندبه - كه از امام صادق عليه السّلام مروى است - آمده : كجاست ويرانكنندهء بناهاى شرك و نفاق .
2 - به روايت مفضّل ، امام صادق عليه السّلام فرمود : قائم عليه السّلام پس از آنكه شرق و غرب زمين را زير پا مىگذارد ، به كوفه و مسجد آن مىآيد و مسجدى كه يزيد بن معاويه - لعنة اللّه عليه - پس از كشتن حسين بن على عليهما السّلام بنا كرده ، ويران مىسازد ، و نيز مسجدى كه براى خدا نيست هركه آن را بسازد ملعون است ملعون . « 1 »
3 - روايت على بن ابراهيم بن مهزيار كه در كتاب المحجّة سيد هاشم بحرينى از مولاى ما صاحب الزمان عليه السّلام نقل شده آمده است : اى فرزند مهزيار ! اگر استغفار شما براى يكديگر نبود - جز خواصّ شيعه كه سخنانشان شبيه افعالشان است - هركه روى زمين است هلاك مىشد .
سپس فرمود : اى فرزند مهزيار ! - و دستش را دراز كرد - آيا تو را از خبر آگاه نسازم ؟ هرگاه كودك بنشيند ، و مغربى حركت كند ، و يمانى راه بيفتد ، و با سفيانى بيعت شود ، خداوند به من اجازهء قيام خواهد داد ، پس بين صفا و مروه با سيصد و سيزده مرد خروج مىكنم ، آنگاه به كوفه مىآيم و مسجد آن را منهدم مىسازم و براساس بناى نخستين آن بنا مىنمايم ، و آنچه از ساختمانهاى جبّاران پيرامون آن هست نيز ويران مىكنم ، و با مردم حجّة الاسلام را بجاى مىآورم و به يثرب ( مدينه ) مىروم ، پس حجره را خراب مىكنم و آنچه در آن است - يعنى آن دو - را تازه بيرون مىآورم و دستور مىدهم در سمت بقيع بر دو چوب خشك آنها را به دار آويزند ، پس آن دو چوب خشك از زير آنها برگ مىدهد ، آنگاه مردم به فتنهاى شديدتر از فتنهء اوّل دچار
هامش
( 1 ) . بحار الانوار : 53 / 34 .