اين باب وارد است ، در بخش هشتم خواهيم آورد . البته ترديدى نيست كه جدّيت و اهتمام در دعا براى بر طرف شدن عذاب و ناراحتى ، فطرى خردمندان است . و در بعضى از احاديث آمده كه : دل مؤمن از آنچه در زمان غيبت مىبيند ، آب مىشود .
يكى از دوستان مناسب اين معنى خوش سروده :
قد ذاب من الفراق لحمي و دمي * و اشتدّ من الشّوق إليكم ألمي
كم أشرب غصّتي بدمعي و دمي * كم أصبر يا ليت وجودي عدمي
گوشت و خونم از فراق آب شد ، و از شوق شما دردم شديد شد .
چقدر اندوه و غصهام را با اشك و خون بخورم ، تا كى صبر كنم اى كاش نيست مىشدم .
و از جمله ابياتى كه در بعضى از اين سحرها به خاطرم افتاد در خطاب به حضرت صاحب الامر عليه السّلام از درد هجران چنين است :
من هجرك يا حبيب قلبي قد ذاب * انظر نظرا إليّ يابن الأطياب
إن غبت لذنبنا فتبنا تبنا * أو خفت من العدى فما للأحباب
الجور فشا على المحبّين فقم * يا منتقما بأمر ربّ الأرباب
از هجران تو اى حبيب دلم آب شد ، اى فرزند پاكان به من نگاه كن .
اگر به خاطر گناهان ما غايب شدهاى كه توبه مىكنيم ، توبه ! يا از دشمنان ترسانى پس دوستان چه كنند ؟ !
ستم بر دوستان شيوع يافت ، بپاخيز اى انتقامگيرنده ! به فرمان پروردگار همه .
حرف « ى »
1 - يد ( نعمت ) آن حضرت عليه السّلام بر ما
استعمال كلمهء يد به معنى نعمت در زبان عربى بسيار زياد است . شاعر مىگويد :
و لن أذكر النّعمان إلّا بصالح * فإنّ له عندي يديّا و أنعما
و نعمان را جز به نيكى ياد نكنم ، كه او را بر من احسانها و نعمتها است .
و « يدىّ » بر وزن « امير » جمع « يد » مىباشد ، مثل عبيد جمع عبد ، چنانكه شيخ طبرسى در مجمع البيان گفته است . « 1 »
هامش
( 1 ) . مجمع البيان : 3 / 218 .