تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكيال المكارم في فوائد دعاء للقائم ( ع ) ( مكيال المكارم در فوائد دعا براى حضرت قائم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
سپس چندى نمىگذرد كه سركشان موالى « 1 » در رميلة الدسكره خروج مىكنند ، ده هزار نفر شعارشان يا عثمان يا عثمان است ، پس آن حضرت يكى از موالى را فرامىخواند و شمشيرش را به او مىدهد ، آن‌گاه او به سويشان مىرود و آن‌ها را مىكشد و احدى از آنان را باقى نمىگذارد . آن‌گاه به سوى كابل‌شاه مىرود و آن شهرى است كه هيچ‌كس پيش از او آن را فتح نكرده ، پس آن را فتح مىنمايد ، سپس به كوفه روان مىشود و در آن فرودمىآيد كه منزلش در آن خواهد بود و هفتاد قبيله از قبائل عرب را آواره مىسازد . « 2 »

3 - هدايت بندگان

هدايت و راهنمايى بندگان خدا به راه صحيح و روش استوار ، از عظيم‌ترين حقوقى است كه موجب دعا براى آن حضرت مىباشد ، زيرا كه اين امر از مهم‌ترين انواع احياء و زنده كردن بندگان است ، چنان‌كه در حديثى كه در مجلّد اوّل بحار از حضرت ابو جعفر باقر عليه السّلام روايت شده اين معنى تصريح گشته است . « 3 » و در همان كتاب به نقل از كتاب عوالى اللئالى مرسلا از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله روايت است كه فرمود : هركس يك مسأله به شخصى بياموزد مالك گردن او شده و او را بردهء خود ساخته است . گفتند : يا رسول اللّه ! آيا او را مىفروشد ؟ فرمود : نه ، ولى به او امرونهى مىكند . « 4 » مىگويم : از آنچه در بحث نور امام عصر - عجّل اللّه فرجه الشريف - آورديم دانستى كه هدايت تمام اهل ايمان از پرتو نور حضرت صاحب الزمان است ، اضافه بر آنچه از انواع مختلف احكام به مردم آموخته كه در احتجاج و بحار و اكمال در توقيعات آن جناب آمده است . بنابراين دعا كردن براى آن حضرت به خاطر اداى حق او لازم مىباشد .

4 - هجران آن حضرت عليه السّلام

هجران ، از شديدترين انواع شكنجه و فشار براى دوستان مخلص آن جناب است ، از همين روى براى صبر و تحمل اين فشار در زمان غيبت ، پاداش بسيار وعده فرموده‌اند . رواياتى كه در
هامش
( 1 ) . شايد منظور از « موالى » غير عرب‌هايى باشند كه در بلاد عربى سكونت گزيده‌اند ، و « دسكره » نام ده و معبد نصارى و زمين هموار و خانه‌هاى عجميان كه در آن‌ها شراب و ملاهى است مىباشد ، معنى بعضى كلمات اين حديث به‌طور تفصيل معلوم نيست ، و اللّه العالم . ( مترجم ) ( 2 ) . بحار الانوار : 52 / 333 . ( 3 ) . بحار الانوار : 2 / 20 . ( 4 ) . بحار الانوار : 2 / 42 ؛ عوالى اللئالى : 4 / 71 .