شبيه همين روايت از امير المؤمنين عليه السّلام نقل شده است .
و از ابو خالد كابلى است كه گفت : بر حضرت محمد بن على عليهما السّلام وارد شدم ، غذايى برايم آورد كه از آن خوشمزهتر نخورده بودم . به من فرمود : اى ابو خالد ! غذاى ما را چگونه ديدى ؟ عرض كردم : فدايت شوم چه خوشمزه است ، ولى من آيهاى از كتاب خدا يادم افتاد . خشمگين شد و پرسيد كدام آيه ؟ عرض كردم :
ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ .
فرمود : و اللّه از اين غذا هرگز سؤال نمىشوى . سپس خنديد تا اينكه دندانهايش آشكار شد و فرمود : آيا مىدانى نعيم چيست ؟
عرضه داشتم : نه . فرمود : ما نعيم هستيم . « 1 » و اخبار در اين باره زياد است كه در البرهان و غير آن مذكور است .
اگر بگويند : در بعضى از روايات ، نعيم به امنيّت و صحّت و رطب و آب سرد تفسير شده ، چگونه مىشود بين اين روايات جمع كرد ؟
مىگويم : منافاتى بين اين روايات نيست ، زيرا كه امامان عليهم السّلام در هرحديث بعضى از مصاديق نعيم را بيان كردهاند ، و اين دلالت ندارد بر منحصر بودن نعيم در آنچه ذكر شده . و شاهد بر اين معنى روايتى است كه در البرهان از امام صادق عليه السّلام در حديثى آمده كه فرمود : ما از نعيم هستيم .
البته وجود امام عليه السّلام عظيمترين نعمتهاى الهى است ، زيرا كه اصل ساير نعمتهاى ظاهرى و باطنى است ، از اينجا است كه در روايات آمده كه همهء مردم روز قيامت دربارهء نعيم مورد سؤال قرار مىگيرند . « 2 »
امّا غذاى خوشمزه و آب سرد و امثال اينها را خداوند متعال از بندهء مؤمن خود نمىپرسد - چنانكه در چند روايت آمده - خلاصه اينكه همه افراد از اين نعمت عظيم يعنى پيغمبر و امامان عليهم السّلام سؤال مىشوند ، هركه شكرانهء اين نعمت عظيم را بجاى آورده باشد و از پيروان و دوستان معصومين عليهم السّلام بوده است ، از رستگاران خواهد بود ، و از نعمتهاى ديگر سؤال نمىگردد .
امّا اگر از مخالفين و كافرين باشد از همهء نعمتها - كوچك و بزرگ - از او سؤال مىشود او را كاملا پاى حساب خواهند كشيد ، كه گاهى به عنوان ( سوء الحساب ) از آن تعبير مىگردد .
و با اين بيان بين رواياتى كه ظاهرشان باهم متعارض است مىتوان جمع كرد ، كه بعضى از
هامش
( 1 ) . تفسير البرهان : 4 / 503 .
( 2 ) . غاية المرام : 258 .