تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكيال المكارم في فوائد دعاء للقائم ( ع ) ( مكيال المكارم در فوائد دعا براى حضرت قائم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
اكنون كه اين مطلب را فهميدى بدان كه تحقيق سخن در اين‌جا به چند فصل نياز دارد : اوّل : معنى نور . دوم : اين‌كه نورانيت نشانهء شرف و كمال آن دليل كمال‌دارندهء آن است . سوم : در بيان اين‌كه آن حضرت - عجّل اللّه فرجه الشريف - وجودش نور است . چهارم : در بيان اشراقات نور آن حضرت در غيبت و حضور . فصل اوّل - معنى نور : بدان كه « نور » اسم است براى چيزى كه خودش ظاهر است و اشياء غير خودش را ظاهر كند ، چه ظهور و روشنى خودش از خودش باشد يا از غير خود ، آن را كسب كرده باشد . تعريف ديگرى هم كه شده به اين معنى برمىگردد كه گفته‌اند : نور چيزى است كه اشياء به وسيلهء آن ظاهر مىشود ، چون ظاهر شدن اشياء به وسيلهء آن فرع بر ظهور خودش مىباشد ، زيرا كه فاقد شىء معطى آن نيست . و امّا اين‌كه در تعريف نور گفته شده : « الظاهر بنفسه المظهر لغيره » ؛ به خودى خود ظاهر است و مظهر غير خودش . اگر منظور همين بيان ما باشد ، تعريف درستى است ولى اگر مقصود اين باشد كه ظهور نور از خودش هست و به غير خودش تكيه ندارد ، و ظهور اشياء ديگر مستند به آن است - چنان‌كه باء سببيت در الظاهر بنفسه اين معنى را مىرساند - ناتمام و ممنوع است ، زيرا كه لازمه‌اش آن است كه كلمهء « نور » را بر غير خداوند نتوان به‌طور حقيقى اطلاق كرد ، پس اين تعريف جامع افراد نيست . نور - بنابر همهء اين تعاريف - كلّى مشكّكى است كه افراد آن متفاوت است ، حدّ اعلاى آن ذات اقدس خداوند است كه به خودى خود ظاهر است و غير خودش را ظاهر كرده ، و از حدّومرز ممكنات خارج است و آفرينندهء تمام انوار . و چه خوش گفته‌اند :
يا من هو اختفى لفرط نوره * الظّاهر الباطن في ظهوره
اى آن‌كه بر اثر شدّت نورش مخفى شده‌اى ؛ ظاهرى كه در ظهور و آشكارىاش باطن است . اين نور نه جوهر است و نه عرض ، بلكه آشكاركنندهء تمام جوهرها و عرض‌ها است ، با اين بيان اطلاق نور بر خداوند متعال در آيهء :
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ؛
« 1 » خداوند نور آسمان‌ها و زمين است . هيچ نيازى به تكلّف و مجاز شمردن و امثال اين‌ها ندارد ، و همين‌گونه است دعايى كه در كتاب
هامش
( 1 ) . سوره نور ، آيه 35 .