تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكيال المكارم في فوائد دعاء للقائم ( ع ) ( مكيال المكارم در فوائد دعا براى حضرت قائم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
كهف حفظ كند سپس دجال را درك نمايد به او ضررى نمىرساند ، و هركه اواخر سورهء كهف را حفظ كند روز قيامت براى او نورى خواهد بود . « 1 »

حرف « ك »

1 - كمالات آن حضرت عليه السّلام

اگر بشنوى مردى كه كمال يا كمالاتى دارد ، به ناراحتى يا ناراحتىهايى دچار شده ، عقل تو را وامىدارد كه به يارىاش برخيزى و براى خلاصى او اقدام كنى . و اگر نتوانى اين كار را انجام دهى مبادرت به دعا نمايى كه براى او فرج و خلاص حاصل آيد ، و شفقت و اخلاص هم در وجود تو نسبت به او پيدا مىشود . اكنون كه اين مطلب را توجّه كردى مىگويم : مولاى ما حضرت صاحب الزمان - عجّل اللّه فرجه الشريف - تمام مرزهاى كمال را احاطه كرده و به برترين مراتب جمال و جلال دست يافته است ، با اين‌همه او مبتلا به اهل ضلالت و گمراهى است و دورمانده از اهل‌وعيال و خانه و وطن ، و اين معنى براى اهل بينش كاملا روشن است . امّا عظمت مصيبت آن حضرت به مقدار عظمت خود او است . و امّا كمالاتش ، زبان از بيان آن الكن و انديشه‌ها از پرواز به قله‌هاى رفيع آن ناتوان مىباشد . شايد با مطالعهء اين كتاب گوشه‌هايى از اين مطالب را به دست آورى و از سرچشمهء زلال آن سيراب شوى و در اين‌جا نيز مطالبى مىافزاييم كه بدانى آن حضرت مجموعه‌اى از كمالات پيامبران و امامان و مظهر آنان است . در روايتى كه شيخ اجل محمد بن الحسن الحرّ عاملى در كتاب « اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات » از كتاب « اثبات الرجعة » فضل بن شاذان به سند صحيح آورده چنين مىخوانيم : از امام صادق عليه السّلام است كه فرمود : هيچ معجزه‌اى از معجزات انبيا و اوصيا نيست مگر اين‌كه خداوند تبارك و تعالى مثل آن را به دست قائم عليه السّلام ظاهر مىگرداند تا بر دشمنان اتمام حجّت كند . « 2 » و چه خوش گفته‌اند : آنچه خوبان همه دارند تو تنها دارى . و نيز فاضل علامه مجلسى در بحار حديثى از مفضّل بن عمر از امام ابو عبد اللّه صادق عليه السّلام نقل كرده كه فرمود : و در آن هنگام آقاى ما قائم عليه السّلام به خانهء خدا به پشت خود تكيه زده مىگويد : اى
هامش
( 1 ) . مجمع البيان : 6 / 447 . ( 2 ) . اثبات الهداة : 7 / 357 .
مكيال المكارم في فوائد دعاء للقائم ( ع ) ( مكيال المكارم در فوائد دعا براى حضرت قائم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 210 | ميرزا محمد تقي الأصفهاني / مهدى حائرى قزوينى