اين ادلّه امكان لقاى آن حضرت ثابت است ؟ يا آن توقيع كه صريحا ادعاى مشاهده را تكذيب مىكند ؟
مىگويم : علماى ما دربارهء آن توقيع وجوهى ذكر كردهاند كه موجّهترين و دلپذيرترين آنها آن است كه مجلسى در بحار آورده و پس از نقل آن توقيع گفته : شايد اين معنى حمل شود بر اينكه كسى ادّعاى نيابت را هم با مشاهده و ديدار داشته باشد ، كه به صورت سفرا ، اخبارى را از ناحيهء آن حضرت به شيعيان برساند تا با اخبارى كه قبلا ذكر شد و اخبارى كه بعدا مىآيد منافات نداشته باشد . و اللّه يعلم . « 1 »
2 - غربت آن حضرت عليه السّلام
بدانكه غربت دو معنى دارد :
1 - دورى از خاندان و وطن و شهر و ديار .
2 - كمى ياران و اعوان .
و آن حضرت - كه جانم فدايش باد - به هردو معنى غريب است . پس اى بندگان خدا ! يارىاش نماييد ، اى بندگان خدا ! او را كمك كنيد .
و مطالبى كه در عزلت آن حضرت عليه السّلام آورديم بر معنى نخستين غربت نيز دلالت مىكند و آنچه در حديث امام جواد عليه السّلام گذشت كه فرمود : هرگاه اين تعداد يعنى سيصد و سيزده نفر از اهل اخلاص برايش جمع شدند ، خداوند امر او را ظاهر مىسازد . . . بر معنى دوم غربت دلالت مىكند . پس اى انسان خردمند ! كمى تأمّل كن و ببين كه چگونه سالها و قرنها گذشته و اين تعداد براى آن حضرت ميسّر و جمع نشده است كه اين قويترين شاهد بر غربت اوست .
دليل ديگر بر اين معنى روايتى است كه در بحار از غيبت شيخ طوسى نقل شده اينكه : نفس زكيّه جوانى است از آل محمد عليهم السّلام ، نامش محمّد بن الحسن كه بىجرم و گناه كشته مىشود و چون او را بكشند نه در آسمان عذرخواهى خواهند داشت و نه در زمين ياورى . در آن هنگام خداوند قائم آل محمد عليهم السّلام را با گروهى برمىانگيزد كه در نظر مردم از سرمه نرمترند . وقتى خروج نمايند مردم به حال آنها گريه كنند ، چون مىپندارند كه ايشان به سرعت به دست دشمنانشان نابود خواهند شد ، ولى خداوند مشارق و مغارب زمين را براى آنان مىگشايد ،
هامش
( 1 ) . بحار الانوار : 52 / 151 .