را از كهفشان با سگشان برمىانگيزاند ، يكى از آنها مليخا نام دارد و يكى ديگر خملاها ، و اينها دو شاهدى هستند كه تسليم حضرت قائم عليه السّلام مىباشند . « 1 »
و از غيبت نعمانى از ابان بن تغلب روايت شده كه گفت : شنيدم حضرت ابو عبد اللّه جعفر بن محمد عليهما السلام مىفرمود : دنيا به آخر نمىرسد تا اينكه منادى از طرف آسمان ندا مىكند : اى اهل حقّ جمع شويد ، پس آنها در يك زمين قرار مىگيرند . سپس بار ديگر ندا مىكند : اى اهل باطل اجتماع كنيد ، پس در يك زمين ديگر قرار مىگيرند .
عرض كردم : آيا مىتوانند اين طايفه در طايفهء ديگر داخل شوند ؟ فرمود : نه و اللّه ! و اين است فرمودهء خداى - عزّ و جلّ -
ما كانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ .
« 2 » « 3 »
مىگويم : به عبارت ديگرى نيز بين حقّ و باطل جدا مىكنند ، به اينكه آن حضرت آنان را از چهرههايشان مىشناسد . آنگاه دشمنانش را از دم شمشير مىگذراند . مطالبى مناسب در « قتل كافرين به شمشير آن جناب » خواهد آمد ، ان شاء اللّه تعالى .
3 - فرج مؤمنين به دست آن حضرت عليه السّلام
دليل بر اين ، عبارتى است كه در توقيع شريف مروى در كتاب احتجاج آمده كه : « و أكثروا الدّعآء بتعجيل الفرج ، فإنّ ذلك فرجكم » « 4 » ؛ و بسيار دعا كنيد براى تعجيل فرج ، زيرا كه آن فرج شماست . كه ظاهرا اشاره « ذلك » به فرج برمىگردد ، يعنى كه فرج شما بر اثر فرج و ظهور آن حضرت عليه السّلام خواهد بود .
و نيز در زيارت روز جمعه مىخوانيم : « و هذا يوم الجمعة و هو يومك المتوقّع فيه ظهورك و الفرج فيه للمؤمنين على يديك و قتل الكافرين بسيفك » ؛ و امروز روز جمعه است كه آنروز توست ، و ظهور تو و فرج مؤمنان بر دست تو و كشته شدن كافران به شمشير تو در اين روز انتظار مىرود .
و در كتاب كمال الدين به سند خود از ابراهيم كرخى روايت كرده كه گفت : به خدمت حضرت ابى عبد اللّه صادق عليه السّلام رفته بودم ، در اثنايى كه در محضرش نشسته بودم ابو الحسن موسى بن جعفر عليهما السلام كه آن هنگام نوباوهاى بود وارد شد ، به احترام او برخاستم ، او را بوسيدم و نشستم .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار : 52 / 274 .
( 2 ) . سوره آل عمران ، آيه 179 .
( 3 ) . غيبت نعمانى : 320 .
( 4 ) . احتجاج : 2 / 284 .